واقعیتش از تماشای فیلمهای ژانر اجتماعی خسته شدم! اینها را می بینیم که در اطرافمان تغییری ایجاد کنیم، درست!؟ اما وقتی زورت نمی رسد، تکلیف چیست!؟
#لاک_قرمز روایت صدها نفری است که هر روز از کنارشان می گذریم و فراموششان می کنیم: واکسی ها، فروشنده های مترو، دست فروش ها، اسفندی های سر چهارراه و.. هرچند کمی در فوران بدبختی ها غلو شده (که من رو یاد #فیلم #مادر_هند انداخت)، اصل ماجرا محتمل و واقعی است. کاش زورمان می رسید کاری کنیم..
امتیاز من: ♡♡♥♥♥