Sunday, February 6, 2022

636. Nausicaä of the Valley of the Wind (1984)

 




این شما و این یکی از بهترین فیلم‌هایی (صرفا انیمه نه‌ها، فیلم!) که دیدم: #نائوشیکا_از_دره_باد (۱۹۸۴).

آقای #هایائو_میازاکی مثل اینکه قرار نیست دست از سورپرایز کردن من بردارد! اولین #انیمه میازاکی آنچنان استوار و نفس‌گیر است که انگار او تمام قدرتش را در مبهوت کردن تماشاچی و باور اینکه یک اُستاد تمام عیار پا به این عرصه گذاشته، در این اثر به کار گرفته است.

"نائوشیکا از..." یک داستان #پساآخرالزمانی تمام عیار با حفظ مبانی #طبیعت و معصومیت #کودکان مانند دیگر انیمه‌های اوست. قرن‌ها بعد از نابودی عمده جهان، بشر به دنبال ادامه حیات است درحالیکه قدرتمندان باقی مانده هم به دنبال آسیب بیشتر به آن هستند.

#فیلم شامل تصویرسازی‌های بی‌نظیر مورد انتظار از #میازاکی است. از لحاظ داستان شاید چندان روایت جدیدی برای سال ۲۰۲۲ نباشد، اما برای سال ۱۹۸۴ روایت تک و تکان‌دهنده‌ای است که نشان از دوراندیشی او دارد.

از نقطه نظر سیاسی هم این انیمه نگاه یک روح آزاد #ضد_جنگ است: دو نیروی شر (حالا یکی کمتر شر!) در نبرد میان خود برای حاکمیت بر قدرت‌های فرابشری در حال آسیب‌زدن بیشتر به طبیعت هستند و این میان تنها روح معصوم و پاک کودکان است که با حمایت طبیعت گذار بشریت از احتمال انقراض را فراهم می‌کند.

"نائوشیکا از..." با آن موسیقی موثر و تصاویر چشم‌گیر آخرالزمانی‌ش و همینطور پایان‌بندی منحصر به فردش یکی از به یادماندنی‌ترین آثار سینماست که من به خاطر دارم.

امتیاز من (استثناعا"): ❤❤❤❤❤❤

635. ممیزی (سریال) (1400)

 




ماراتون تماشای این برنامه هم تمام شد!

سریال #طنز #ممیزی یا #ممیزی_شعر_و_ترانه و #ممیزی_فیلم_و_سریال برنامه خلاقانه‌ای است که تا امروز ۲ فصل (اول: ۳۱ قسمت و دوم: ۶۴ اپیزود ۲۰ الی ۳۰ دقیقه‌ای) آن اختصاصا در پلتفرم #فیلیمو منتشر شده ولی شاید شما بیشتر تکه‌هایی از آن را در صفحات اینستاگرامی دیده باشید.

"ممیزی" تنها دو بازیگر دارد: #حامد_جوادزاده و #وحید_آقاپور، اولی همیشه پشت به تصویر و در نقش خواننده/سازنده اثر و دومی همیشه رو به تصویر و در نقش #ممیز سخت‌گیر و لجبازی که در آثار ارائه شده، اعم از #ترانه، #فیلم و #سریال، از لحاظ محتوایی و ساختاری دست می‌برد تا مجوز انتشار/اکران آنها را بدهد.

چند نکته:

۱. به‌خصوص در قسمت‌های اول، با توجه به تجربه ممیزی شدن یک سری از رباعی‌هایم در کتاب شعر دوم خودم، ایده کار برای من بسیار جذاب و به نوعی شخصی بود، اما رفته رفته به خاطر ساختار یکنواختش خسته‌کننده شد.

۲. یادآوری و شنیدن بعضی ترانه‌های قدیمی برایم بسیار لذت‌بخش و حتی نحوه خوانش و تفسیر طنز آن آموزنده هم بود. صدای آقا حامد را هم بسیار دوست داشتم، و البته از جدیت آقا وحید گاهی حتی من از پشت صفحه می‌ترسیدم!

۲. نوع طنز برنامه ممکن است برای همه خنده‌دار نباشد. باید از ایدئولوژی، زبان، و سیاست‌های مورد نقد اطلاع داشته باشید تا تمام معنی برای شما رمزگشایی شود، وگرنه بیشتر اوقات نمی‌دانید به چه بخندید (جزو معدود برنامه‌های سال‌های گذشته بود که گاه بلند قهقهه می‌زدم!).

۴. حقیقتا نقدهای وارد شده (تا جایی که اجازه داشتند و خودشان ممیزی نشدند (چه فضای سوررئالی!!)) درست و به‌جا هدف گرفته شده‌اند. اما ناخودآگاه (بدون اینکه قصد وارد دانستن چنین اتهامی را داشته باشم، چون اساسا این دو عزیز را نمی‌شناسم) ایده #سوپاپ_اطمینان #رسانه هم به ذهن مخاطب غیرعام متبادر می‌شود. البته همیشه هم گفته‌ام که "سوپاپ اطمینان" لزوما چیز بدی هم نیست؛ مهم این است که تصویر چه باشد و زاویه‌ای که از آن سو به تصویر می‌نگریم کدام!

به هر حال، "ممیزی" برنامه‌ای دوست‌داشتنی و محترم است و فکر می‌کنم در نهایت در کنار تحسین آثار ماندگار، برای خواننده‌ها، ترانه‌سراها و حتی فیلمسازان دوزاری که درکی از ادب و ادبیات ندارند، و البته ممیزان کم‌سواد و سلیقه-محور واقعی، مفید هم باشد.
امتیاز من: ♡♥♥♥♥

Thursday, February 3, 2022

634. Ran (1085)



اگر قرار باشد به دیدن و فهمیدن فیلمی پُز بدهیم، #آشوب (۱۹۸۵) یکی از مناسب‌ترین گزینه‌هاست!

"آشوب" یکی از مهم‌ترین فیلم‌های #آکیرا_کوروساوا است که در آن فرم و معنی در اوج تناسب و هم‌خوانی با هم در رقص هستند و اگرچه در نام اقتباسی از #شاه_لیر #شکسپیر است، به ژاپنی‌ترین حالت ممکن محلی شده است.

بازتماشای این شاهکار #سینما لذت وافری داشت که بارها تماشای آن را لازم می‌کند. #فیلم با فیلمبرداری بسیار متفکر از زوایایی تصاویر را ثبت کرده که فیلمساز در اکثر صحنه‌ها صرفا ناظر باقی می‌ماند. از طرفی، دوربین استوار و بی‌حرکت #کوروساوا، چه در صحنه‌های اکشن و چه در درون قصرها، این حس بی‌طرفی را تشدید می‌کند.

بازی باشکوه "کوروساوا" با رنگ‌ها هم جلوه‌های بصری نادری را در تاریخ سینما رقم زده و هم در سمبلیک‌ترین حالت ممکن جایگاه خیر و شر را نشان می‌دهد. به این موضوع، نقش لباس‌ها و طرح‌های روی آنها و دیالوگ‌های فیلم (مخصوصا نقش #دلقک) و البته بازی به یادماندنی #تاتسویا_ناکادای را هم اضافه کنید.

از منظر معنی هم فیلم یک #تراژدی بی‌همتای انسانی را به تصویر می‌کشد: آخرالزمانی که در آن خیر به دست گروه شرّان سلاخی می‌شود و ظالمی که فرود حکومت خونین خود را به چشم و به تدریج می‌بیند.

این شاهکار ۱۶۲ دقیقه ای را روی صفحه یا پرده بزرگ ببینید و لذت ببرید. #دوبله فارسی هم با آن زبان ادبی جذاب و رسایش بسیار فاخر است.

امتیاز من (استثناعا"): ❤❤❤❤❤❤

633. Tick, Tick, Boom! (2021)


 

#تیک_تیک_بوم (۲۰۲۱) موزیکال ساده‌ و بی‌ادعایست که اوقات بی‌دردسری را برای مخاطب به ارمغان می‌آورد.


فیلم به نوعی خودزندگی‌نامه‌نوشت موزیکال #جاناتان_لارسون با بازی بسیار خوب #اندروگارفیلد است و بیشتر دغدغه‌های شغلی و هویتی هنرمند را در روزهای منتهی به ۳۰ سالگی‌ش نشان می‌دهد و سختی‌های گاهی نبودِ "جوشش" در ذهن و توان او را به تصویر می‌کشد.

#فیلم آهنگ‌های دلنشینی دارد و به‌خصوص اگر کسی هستید که خودتان را با هم‌کلاسی‌های سابقتان که حالا بچه‌هایشان روی کولشان است مقایسه می‌کنید در حالبکه که شما کوله لپ‌تاپتان، فیلم خوبی است، هرچند که همه خرده‌روایت‌هایش لزوما در خدمت تم اصلی نبودند و مثلا روابط عاشقانه "جاناتان" را هم بسیار ناقص دیدیم!

امتیاز من (با کمی ارفاق): ♡❤❤❤❤

632. Isle of Dogs (2018)


 

#جزیره_سگها (۲۰۱۸) انیمیشن عروسکی بامزه‌ای است که امضاء مخصوص #وس_اندرسون را درست مثل فیلم خوش‌ساخت دیگرش #آقای_فاکس_شگفت_انگیز (۲۰۰۹) دارد.


"جزیره سگ‌ها" همان بازی جذاب با عروسک‌ها را که از "وس اندرسون" سراغ داریم در خود دارد، همان کات‌ها و تدوین تند و سریع وس اندرسونی و همان قرینه‌بازی‌های دیوانه‌وار که مرکز تصویر تقریبا در همه صحنه‌ها نقطه عطف و مرکز ثقل همه چیز است! بنابراین، #فیلم از بابت فرم همان زیبایی‌های قابل انتظار را دارد.

داستان هم بدک نیست، به‌خصوص که به نوعی با شرایط دو سال گذشته دنیا قرابت دارد، هرچند که به نظرم کمی بخش‌های مختلف داستان شلوغ پلوغ شد و پیگیری ماجرا را دچار سکته می‌کرد.

تصمیم خلاقانه اندرسون هم در مورد زبان انگلیسی سگ‌های فیلم و زبان ژاپنی انسان‌ها، که گاهی از طریق مترجم یا دستگاه رباتی ترجمه می‌شد‌، حس هم‌ذات‌پنداری بیشتری با شخصیت‌های اصلی فیلم، یعنی سگ‌ها، در تماشاچی ایجاد می‌کرد.

"جزیره سگ‌ها" طنز شیرینی هم دارد و صدای صداپیشگان معروف هالیوود (از #بیل_موری و #برایان_کرانستون گرفته تا #اسکارلت_جوهانسون و #ادوارد_نورتون) هم به جذابیت‌های آن اضافه کرده، هرچند استفاده از ناجی آمریکایی فیلم، #تریسی_واکر، اتهام نژادپرستی یا نگاه استعماری بالا به پایین فرهنگ و قدرت غربی به شرق را هم مطرح می‌کند.

به هر حال، "جزیره سگ‌ها" ایز اِ ماست‌سی موووی! 🐕🐩🐶🦮🐕‍🦺

امتیاز من: ♡❤❤❤❤

631. Stalker (1979)


 

فیلم‌های ساده اما سنگین #سینما آنهایی هستند که بی‌زمان و بی‌مکان هستند، کمتر از تعداد انگشتان یک دست بازیگر دارند، عمده مبنایشان بر گفتگوست (و بنابراین نقش نویسنده بسیار مهم است)، ریتم نسبتا کندی دارند، و درباره یکی از خصوصیات ذاتی #انسان هستند.

#استاکر (۱۹۷۹) نمونه کاملی از چنین فیلم‌هایی‌ست. فیلم به زبان #روسی است و حیف که باید معنی را با زیرنویس دنبال کرد. بازی چند دقیقه‌ای بازیگر زن #فیلم، #آلیسا_فرایندلیش، را بسیار دوست داشتم و چهره و بازی #الکساندر_کایدانوفسکی (تصویر این پست نه!) هم بسیااار تاثیرگذار بود. همچنین، فضای پسافاجعه‌ایِ یا پسارستاخیزیِ #فیلم در کنار سکانس‌های طولانی حرکت کند دوربین از روی اشیاءِ به‌نظر-بی‌ارتباط-با-هم در خدمت مفهوم مورد نظر نویسنده و کارگردان فیلم #آندره_تارکوفسکی بود.

"استاکر" دیستوپیایی پس از یک فاجعه کهکشانی را نشان می‌دهد. جایی که حتی دانشمندان و نویسندگانش بی‌هویت شده‌اند و ناامیدانه به دنبال منبع الهام یا ناجی هستند... جایی که حتی استاکرها، پیامبران زمینی این "منبع الهام"، خود به کارآمدی آن شک دارند.

#تارکوفسکی در "استاکر" از دنیایی روایت می‌کند که در راس چیزهایی که ندارد #ایمان است: گویی دنیای این روزهای ما را به تصویر کشیده!!

توصیه: اگر مخاطب عادی سینما هستید، این فیلم را نبینید؛ برایتان خسته‌کننده خواهد بود.

امتیاز من (با ارفاق): ❤❤❤❤❤

630. The Cat Returns (2002)


 

گربه، گربه و گربه (به قول جانان: میو)! یک داستان پُر از انواع و اقسام گربه‌های رنگ و وارنگ و متنوع! از اون گارفیلدها گرفته تا این کچل‌ها! اگر عاشق #گربه هستید، این انیمه #گیلتی_پلژر شماست!

انیمه #بازگشت_گربه (۲۰۰۲) از کمپانی #جیبلی سطح ساده‌تر و خطی‌تری از دنیای #انیمه را ارائه می‌کند با داستانی حالا-دیگر-برای-من تکراری: دختری که می‌خواهد باور به خودش را پیدا کند و به دنیای (خیالین) گربه‌ها راه پیدا می‌کند و به کمک این موجودات فرازمینی خودش را باز می‌یابد و برمی‌گردد!

"بازگشت گربه"، که انگار پدر معنوی #یک_صدف_دور (۲۰۲۰) باشد، بیشتر یک کارتون بامزه و خوشگل است برای لذت بردن از اوقات فراغت.

امتیاز من: ♡♡❤❤❤

629. قهرمان (1400)


بازیگران #قهرمان (۲۰۲۱) فیلم جدید #اصغرفرهادی خود "ما" هستیم. من و شما و تمام اطرافیانمان که نه آنقدرها سیاه هستیم که صرفا به دنبال تخریب و یا قضاوت "دیگران" باشیم و نه آنقدر سفید که به راحتی به همه اعتماد کنیم و جواب اعتمادشان را درست بدهیم.

#اصغر_فرهادی با فیلم جدیدش باز آینه‌ای را زیر نور آفتاب جلوی صورتمان گرفته تا خودمان را بهتر ببینیم. ما در آنِ واحد می‌توانیم بدهکار و یا طلبکار باشیم، می‌توانیم مجری قانون و یا آسیب‌دیده از قانون باشیم، می‌توانیم عاشق یا فرزند یا دوست کسی باشیم که به خاطرش هر دروغی را بگوییم... راستی، کدام یک از ما می‌تواند به جرات بگوید که در طول روز دروغ نمی‌گوید؟ قضاوت ناآگاهانه نمی‌کند؟ (نا)خواسته حق کسی را نمی‌خورد؟ جواب من این است: هیچ‌ کداممان! خوب، راستش را بخواهید، دوست داریم این کارها را نکنیم، اما درست مثل مروتِ "رحیم"، "ناچار" می‌شویم!

دلم نمی‌خواهد خیییلی به سوراخ‌های کوچک روایت "قهرمان" اصغر خان فرهادی فکر کنم و تمام فیلمنامه و سایر تکنیک‌های درخشان و دقیق این #فیلم را به خاطرِ (به نظر من) یکی دو سه نقص در روایت کدر کنم...

"قهرمان" مملو از تعلیق و تفکر است. فیلمنامه پیچیده فرهادی نوید می‌دهد که هنوز آدم‌های ذاتا خوبی هستند که شرافتشان ته نکشیده، که دروغ می‌گویند اما پشیمان هم می‌شوند و حتی حاضرند تاوان بدهند، و نه تنها خودشان، که اطرافیان با شرافتشان هم. فرهادی هم سیستم را به چالش می‌کشد و هم مردم را، و درست می‌گوید! مگر سیستم از کجا آمده؟ برادر من و خواهر آن یکی و پدر این و دختر آن! همه به غلط در هم می‌تنیم و یکی را امروز بالا و بلافاصله زمین می‌زنیم و روز از نو!

بازی درخشان و بسیار باورپذیر #امیر_جدیدی را خییلی دوست داشتم و لذت بردم. همه چیز! همه چیز "امیر جدیدی" در این فیلم را بسییااار دوست داشتم (شاید خودم را گاهی در او می‌دیدم، همانطوری‌که شما هم احتمالا خود را در او دیدید). از فیلمبرداری و چینش عناصر در صحنه و موسیقی و بقیه موارد تکنیکی هم چیزی نگویم بهتر است. 🤗

امتیاز من (با ارفاق): ❤❤❤❤❤

628. Kiki's Delivery Service (1989)



 
کودکان،
طبیعت،
عشق،
پرواز،
گربه،
رشد، و
جادو!

#سرویس_تحویل_کیکی (۱۹۸۹)، به عنوان نمونه کاملی از انیمه‌های استودیو #جیبلی (منهای ایده نفرت از #جنگ) و #هایائو_میازاکی با آن گرافیک زیبایش است.

در این #انیمه زیبا، آرام و دلنشین هم نقش اول کودکی است که برای شروع پروسه تحول و بزرگ شدن #پرواز (#کوئست) خودش را به مکانی جدید شروع می‌کند و به عنوان کارآموزی باید به دیگران کمک کند و بسته‌هایشان را برساند (حالا چرا؟ فیلمساز توضیحی نمی‌دهد و باید در فضای ماجراهای مقبول یک انیمه صرفا آن را بپذیریم)!

شخصیت #کیکی به تدریج و در طول زمان و در برخورد با اشخاص و اتفاقات تغییر می‌کند و او که از هم‌فکری و همراهی #گربه عاقل، باوفا و بامزه‌ش، #جیجی، هم منتفع می‌شود (انگار این نوع گربه را همه دختران هم‌صنفش هم به‌عنوان #جادوگر دارند!! یک گربه سیاه، تیپیک گربه‌های جادوگران!!)، با قلب مهربان و دل شجاعش قلب همه را می‌دزدد، چه برسد به #تومبو پسر عاشق‌پیشه که هم دلداده "پرواز" است و لاجرم دلباخته "کیکی" هم! کیست که عاشق دختر جادوگر زیبا و مهربان با لباس قدیمی که می‌تواند با هر جارویی پرواز کند نشود!؟ چه برسد با "تومبو"!

"سرویس تحویل کیکی" فضا و داستان ساده‌تر و شیرین‌تری، و بنابراین کودکانه‌تری، از سایر انیمه‌هایی که تا الان از #میازاکی دیده‌ام دارد، اما اصول یادشده ابتدای این نوشته و به‌خصوص تصویرپردازی‌های خیره‌کننده آن دست‌کمی که ندارد، هیچ، شایدقوی‌تر از این موارد در سایر آثارش هم باشد.

انیمه جذاب "سرویس تحویل کیکی" درس ادب، رشد، شجاعت، تلاش، تغییر، و... می‌دهد. حیف است که همه آن را نبینیم.

امتیاز من (با کمی ارفاق): ❤❤❤❤❤