یکی از مشکلات فیلمسازان بزرگ تداوم کیفیت آثارشان است و همین نکته هم برای مخاطب مشکلآفرین میشود که ناخودآگاه انتظار کیفیت احتمالا بیشتر از آثار جدید آنها دارند! بنابراین در تماشا و نقد بزرگانی چون #اصغر_فرهادی این دو نکته را نباید فراموش کرد.
#همه_میدانند (۲۰۱۸) پُر است از اوجهای چشمنواز: بازیهای محشر #پنلوپه_کروز و #خاویر_باردم و #ریکاردو_دارین، آغاز پیچیده و دلنشین، صحنهپردازیهای جذاب و باورپذیر، موسیقی گرم و مرتبط، و... اما قابلپیشبینی بودن عناصر روایت (هرچند میتوان ادعا کرد که اصولا فیلمساز لزوما به دنبال پنهان کردن نبود)، کُند بودن ریتم در اواسط #فیلم، و به تکرار اُفتادن روایتها در فیلمهای فرهادی (مقایسه کنید با #درباره_الی) از جهاتی پاشنه آشیل "همه میدانند" بودند.
آن لحظه انتهای فیلم که "پاکو" تنها روی تختش دراز کشیده و لبخند کمرنگش همراه با سُرفه از روی استیصالش حال درونی و ذهنیاش را نشان میدهد برای من شیرینترین و تلخترین تصویر فیلم فراموشنشدنی اصغرخان فرهادی، همدانشگاهی تیزهوشم، بود..