#جشن_دلتنگی (۱۳۹۶) میتوانست با سوژه نسبتا جدیدش فیلم خوبی از آب دربیاید، اما امان از ارائه افتضاحش!
فیلم حول ایده تاثیر فضای مجازی بر خانوادههاست و سعی کرده از این منظر چند زندگی را روایت کند، اما حضور بدون دلیل چند خانواده در فیلم و خردهروایتهای حذفشدنی یعنی فیلمنامهای ضعیف و فکر نشده. به اینها مشکل شکل نگرفتن یک پرسوناژ را هم اضافه کنید: حرص نویسنده در اضافه کردن شخصیت (های بیفایده) فهم نشدن شخصیت را هم در پی خواهد داشت، اما از همه مهمتر شاید تحول آنی شخصیتهاست که به نوعی شانه منطق فیلم را به شانههای منطق سینمای بالیوود هم میساید!
"جشن دلتنگی" را فقط در حد یک سوژه آشنای این روزها ببینید: شاید یه ربع اول فیلم هم برای درک کل فیلم کافی باشد!
پ.ن ۱. با این پوستر به شددددت سطح پایینش!!
پ.ن ۲. دوست سابق "بهنام تشکر" از کجا پیداش شد یه دفهای؟
پ.ن. ۳. سخنرانی "محسن کیایی" بالای اون ون بیشتر شبیه وعظ بود!
پ.ن. ۴. "بابک حمیدیان" چرا اینطوریه؟
پ.ن. ۵. شکم "مینا ساداتی" که مثلا باردار بود چرا اییینقدر بالا بود؟
پ.ن. ۶. در آوردن شلوار "محسن کیایی" در فیلم پایان باز داشت؟
پ.ن. ۷. استفاده از یه ماشین متفاوت و گروه موسیقی و اینا دیگه کهنه شده!
امتیاز من: : ♡♡ ♡♥♥