توو پُستهای قبلی گفتم که تعدد فیلمهای #ابر_قهرمانی در سالهای گذشته خاصیت و انگیزه وصفناپذیری که برای مثلا تماشای #روبوکاپ داشتیم رو متاسفانه به مقدار زیادی از بین برده، و فقط تعدد که نیست! درگیری با تکرار قصهها و فرمولهای بیش از حد آشنای این سینما دیگه به حد آزاردهندهای رسیدن! مثلا همین #مارول چند تا محصول تکراری به حلق ما کرده جدیدا؟
اینه که وقتی اسم #پلنگ_سیاه (۲۰۱۸) رو شنیدم گفتم ای بابا.. باز یکی دیگه.. که دیدم قهرمانش یه سیاهپوسته! و این اولین خوش-اومدنم از این فیلم بود، چرا که این اولین سنتشکنی نژادیِ عمده تو فیلمای ابرقهرمانی بعد از سنتشکنی جنسیتی سال قبلش در #واندروومن (۲۰۱۷) بود. وقتی فیلم رو تماشا کردم حتی خوشحالتر هم شدم (نه دیگه خییلیها!)، چون کم و بیش تغییرات مثبتی رو در این اثر جدید استودیوی مارول دیدم.
فضا سازیهای متفاوت در یک سِتینگ آفریقایی، اون هم آفریقایی مدرن و زیبا، اولین چیزی بود که به چشم میاومد: مناظر زیبا و رنگارنگ و عناصر ماوراءااطبیعیه غیرغربی، درست مثل تصورمون از #آفریقا، لذت بصری فراوانی رو به بیننده میدن. حتی #بدمن یا #آنتاگونیست داستان هم - که #سیاهپوست هست - بدمنی با قابلیت همزادپنداری متوسط هستش که میتونست اگر فیلم فرصت بیشتری بهش میداد تا نزدیکیای #جوکر #کرستوفر_نولان برسه!
و قهرمانِ سیاهپوست! این دیگه اوج ِ آوانگارد بودن کارگردان و تهیهکننده بوده که بعد از اییین همه سال سرمایهگذاری روی قهرمانِ مردِ سفیدپوست، این ریسک رو کردن، و چه خوب کردن! یک قهرمان از نژادِ جدید به شعارهای دنیای مدرن در باب برابری انسانها و ارزشِ آمال و آرزوهای همه انسانها نزدیکتره.
داستان اما چندان تفاوتی با سریهای قبل نداشت و حتی میشه به شلختگی فیلمنامه در معرفی بدمنِ اصلی از نیمه فیلم به بعد هم اشاره کرد.
"پلنگ سیاه" تجربه جدید ۱۳۵ دقیقهایِ دنیای ابرقهرمانی شاهکار نیست، اما در بازار راکد این سالهای این ژانر فیلمِ خوبیه.
#superheromovies #robocop #marvel #theblackpanther #wonderwoman #africa #badman #antagonist #joker #christophernolan
امتیاز من: من: ♡♥♥♥♥

