Saturday, March 28, 2020

450. The Black Panther



توو پُست‌های قبلی گفتم که تعدد فیلم‌های #ابر_قهرمانی در سال‌های گذشته خاصیت و انگیزه وصف‌ناپذیری که برای مثلا تماشای #روبوکاپ داشتیم رو متاسفانه به مقدار زیادی از بین برده، و فقط تعدد که نیست! درگیری با تکرار قصه‌ها و فرمول‌های بیش از حد آشنای این سینما دیگه به حد آزاردهنده‌ای رسیدن! مثلا همین #مارول چند تا محصول تکراری به حلق ما کرده جدیدا؟
اینه که وقتی اسم #پلنگ_سیاه (۲۰۱۸) رو شنیدم گفتم ای بابا.. باز یکی دیگه.. که دیدم قهرمانش یه سیاه‌پوسته! و این اولین خوش-اومدنم از این فیلم بود، چرا که این اولین سنت‌شکنی نژادیِ عمده تو فیلمای ابرقهرمانی بعد از سنت‌شکنی جنسیتی سال قبلش در #واندروومن (۲۰۱۷) بود. وقتی فیلم رو تماشا کردم حتی خوشحال‌تر هم شدم (نه دیگه خییلی‌ها!)، چون کم و بیش تغییرات مثبتی رو در این اثر جدید استودیوی مارول دیدم.
فضا سازی‌های متفاوت در یک سِتینگ آفریقایی، اون هم آفریقایی مدرن و زیبا، اولین چیزی بود که به چشم می‌اومد: مناظر زیبا و رنگارنگ و عناصر ماوراءااطبیعیه غیرغربی، درست مثل تصورمون از #آفریقا، لذت بصری فراوانی رو به بیننده می‌دن. حتی #بدمن یا #آنتاگونیست داستان هم - که #سیاهپوست هست - بدمنی با قابلیت همزادپنداری متوسط هستش که می‌تونست اگر فیلم فرصت بیشتری بهش می‌داد تا نزدیکیای #جوکر #کرستوفر_نولان برسه!
و قهرمانِ سیاهپوست! این دیگه اوج ِ آوانگارد بودن کارگردان و تهیه‌کننده بوده که بعد از اییین همه سال سرمایه‌گذاری روی قهرمانِ مردِ سفیدپوست، این ریسک رو کردن، و چه خوب کردن! یک قهرمان از نژادِ جدید به شعارهای دنیای مدرن در باب برابری انسان‌ها و ارزشِ آمال و آرزوهای همه انسان‌ها نزدیکتره.
داستان اما چندان تفاوتی با سری‌های قبل نداشت و حتی می‌شه به شلختگی فیلمنامه در معرفی بدمنِ اصلی از نیمه فیلم به بعد هم اشاره کرد.
"پلنگ سیاه" تجربه جدید ۱۳۵ دقیقه‌ایِ دنیای ابرقهرمانی شاهکار نیست، اما در بازار راکد این سال‌‌های این ژانر فیلمِ خوبیه.
امتیاز من: من: ♡♥♥♥♥

Friday, March 27, 2020

449. Marriage Story

.
#داستان_ازدواج (۲۰۱۹) فیلم فوق‌العاده‌ایه.. فیلمی که هر زوجی که چند سالی از زندگی‌شون گذشته حتما باید ببینن. چرا؟ چند سال بعد از ازدواج، زندگی‌ها متاثر از مسخی که زن و شوهر بر اثر گذشت زمان و تغییر روحیات و شخصیت‌ها و در نتیجه روابطشون براشون اتفاق می‌افته می‌شن و این، به‌علاوه مشکلات ریز و درشت زندگی مدرن، یعنی آغاز جدال و تنش و احتمالا، در صورت مراقبت نکردن از این رابطه، در نهایت جدایی (بذارید با کمی اغراق هم بگم که: هر کسی هم می‌گه اینطور نیست، یا خیلی اهل مطالعه در روابطش نیست و یا دروغ می‌گه).
"داستان ازدواج"، به شکلی بسیار موشکافانه و با رعایت بی‌طرفی، با چند قدم جهش، رویدادهای مراحل پایانی یک ازدواج رو به تصویر کشیده و چقدر هم خوب این کار رو کرده.
کارگردانی مثال‌زدنی #نوا_بومباک و بازی‌های بسیار عالی #اسکارلت_جوهانسون و #آدام_درایور یک زندگی بدون اغراق رو با تمام عشق‌ها و گاهی خودخواهی‌ها و اشتباهات و سوءاستفاده وکلا و سیستم قضایی آمریکا (یا ایران!؟) و کودکی که بین دو اهرم فشار والدین لِه می‌شه رو نشون می‌ده. همینطور، دیالوگ‌های بسیار در-خدمت-هدف و استفاده از نمادهای شغل (کارگردانی چارلی و بازیگری نیکول) و شهر محل زندگی و/یا کار (نیویورک در برابر لوس‌آنجلس) و نوع فعالیت مطلوبِ شوهر (تاتر) و زن (سینما) و تاثیر این‌ها بر خلق و خوی این زوج، داستانِ ازدواج این زوج رو به بهترین نحوِ ممکن و به هنری‌ترین حالت نشون می‌ده.
"داستان ازدواج" نمونه یک فیلم تمام عیاره: هم تماشاجی عام راضیه، هم منتقدِ خاص! هم می‌شه از تماشای صرفا لایه سطحی‌اش لذت برد و هم از کشف لایه(های) زیرین.
تو این روزهای قرنطینه و برخورد مداومِ اعضای خانواده که احتمالا تنش بین زوج‌ها به بالاترین حد می‌رسه، تماشای این فیلم و گرفتن درسِ حرف زدن و فکر کردن به گذشته و حال و تصمیم برای آینده واجبه!
#فیلمهاییکهمندیدم 
#marriagestory #noahbaumbach #scarlettjohansson #adamdriver
امتیاز من: ♥♥♥♥♥

Tuesday, March 24, 2020

448. چاقی!



#چاقی! یک فیلم سینمایی تلویزیونی‌طور معمولی است، با سکانس‌های خلوت و بدون دردسر، با کمترین اُفت و خیز، و با کمترین هزینه ممکن. به این عوامل بهانه "نه سیخ بسوزه و نه کباب" رو هم اضافه کنید، چون هم کم و بیش عنصر خیانت درش وجود داره و هم تعهد.

مشکل اصلی "چاقی!" در فیلمنامه‌اش است. فیلمنامه بارِ سینمایی چندانی ندارد و از اواسط فیلم حوصله بیننده از پیش نرفتن فیلم سر می‌رود. به این مشکل، ضعف پرداخت کاراکترها و روابط منطقی و شیمی ضعیف بین آنها را هم اضافه کنید: معلوم نیست منشاء و مشکل اصلی بین زن (#لادن_مستوفی) و شوهر (#علی_مصفا) چیست؟ (هیچ وقت گفته نمی‌شود)! چرا فیلمنامه تنها به چند گفتگوی کم‌معنی بین زن و شوهر اکتفا کرده؟ یا شنیدن فقط "صدا"ی دختر (#مهسا_کرامتی) برای عاشق شدنِ یک مرد معقولِ میانسال کافی است؟ (خیر)! گیرم هم که بله، این عشق است یا هوس؟ (عشق که حکما نیست، و اگر هم هوس باشد، چیزی مبنی بر تحریک لیبیدو در مرد نمی‌بینیم)! نقش و تاثیر سکانس‌های پزشک و نحوه برخورد او چه تاثیری در اصل ماجرا دارد؟ چرا رفتار زن خانواده در برابر شوهرش در مقام مقایسه با رفتار دختر خانواده در برابر پدرش اینقدر منفعلانه است؟ و البته سکانس‌های شعاری و تکراریِ چتر گرفتن برای هم زیر باران و برف!
با تمام این احوال، صرف پرداختن به زندگی‌های امروزی که بعد از مدتی رنگ زمان و یکنواختی می‌گیرند و نیازمند نگهداری هستند (تِم اصلی فیلم) محترم و قابل تقدیر است.


امتیاز من: ♡♡♡♥♥

447. Instant Family



#خانواده_فوری (۲۰۱۸)، یا هر عنوان درستی که معادل آن باشد، فیلم خانوادگی خنثی و بدون دردسری است درباره به حضانت گرفتن فرزند است. فیلم هم لذت‌های این کار بسیار انسان‌دوستانه و پُر از عشق را نشان می‌دهد و هم کمی دردسرهایش را، طوریکه که کسی ناراحت نشود، و خوب از زاویه دید خانواده‌ای با شرایط مالی نسبتا خوب.
به‌طور کل، "خانواده فوری" فیلمی نیست که قرار باشد لزوما به عنوان یک خوره فیلم به کسی پیشنهاد کنی، مگر آنکه بین آن شخص و به حضانت کودک یا کودکان ارتباطی ببینید.
برای ۲ ساعت تماشای بازیگران زیبا و یک روایت خطی بدون گره چندان داستانی و گهگاهی هم طنز فیلم بدی نیست.
امتیاز من: ♡♡♥♥♥

446. Parasite



یک اثر هنری تمام عیار!
#انگل (۲۰۱۹) چکیده تمام اونچه که از "فیلم" می‌دونیم هستش: فیلمنامه هدفمند، دغدغه‌دار، و در عین حال سرگرم‌کننده، تقریبا بدون کوچکترین حفره داستانی، موسیقی متناسب با حس بازیگر/مخاطب و در خدمت پیشبرد مفهوم صحنه، کارگردانیِ ماهرانه و هنرمندانه، بازیگرانِ قوی و سوار بر نقش، فیلمبرداری پُر از نماد و مفهوم که اگر بار دوم و سوم هم فیلم را ببینیم بیشتر به ظرافت‌های آن پی می‌بریم، میزانسنِ بسیار متفکر و به شدت در خدمت هدف فیلم.. و فیییلمنامه... آخ آخ آخ.. و دیگه چی می‌خواییم!؟
"انگل" تضاد و اختلاف طبقاتی حاکم بر کُره (جهان!؟) رو روایت می‌کنه؛ نشون می‌ده چطور طبقات پایین (کُره جنوبی و شمالی!؟)، بدون اینکه دست‌بسته باشن، تمایل به خیز برداشتن به سمت طبقات بالاتر ( آمریکا!؟) رو دارن و چطور ممکنه در این راه با هم‌طبقه و یا با ساکنین طبقات بالاتر هم در گیر بشن.. چطور سیستم حاکم سقف کوتاهی رو روی سر اونها کشیده که فقط یا با دروغ و حقه و یا با خلاف و بزه می‌شه ازش عبور کرد... امممما! اما که این "عبور" هم موقتیه و هم توهمی! فقیر خیییلی زود سر از همون گوه‌دونی خودش در می‌آره و از بوی گندِ فقرش رهایی نداره..
"انگل" در قالب ترکیبی از ژانرها و با استفاده هوشمندانه از نمادها مفهومی رو به مخاطب القاء می‌کنه که ده‌ها کتاب تئوری و سیستم سیاسی حاکم بر جوامع نتونستن یا نخواستن بفهمن و بفهمونن.. #بونگ_جون_هو باید به خودش افتخار کنه که اولین نخل طلایی سینمای کُره و اولین اُسکار بهترین فیلم (که یک فیلم خارجی بود) رو دریافت کرده و یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینما رو درست کرده. تارانتینک گفته که "بونگ جون هو اسپیلبرگ سینمای آسیاست!" چرند گفته: به نظرم، اسپیلبرگ بون جون هوی سینمای هالیووده!
پ.ن. به این می‌گن پوستر!! یااد بگیرن بعضیا!
امتیاز من: (استثناعاّ): ♥♥♥♥♥♥

445. آستیگمات



اول از همه بگم که کلا تو سینمای ایران "طراحی پوستر" یعنی کشک!! چاهار پنج تا عکس رو رندوم از بازیگرها انتخاب می‌کنن و انگار با برنامه‌هایی که چند تا طرح پیش‌فرض دارن یه چیزی درست می‌کنن و یا علی مدد! همین بی‌سلیقگی و بی‌اهمیت دیدن این بخش مهم از کلیت پروژه یک فیلم، محتوا رو هم نشون می‌ده. منی که تو این قضیه سررشته‌ای ندارم با توجه به موضوع و عنوان فیلم چندین طرحِ پوستر به ذهنم می‌آد!!
#آستیگمات (۱۳۹۶) یک فیلم دیگه تو بازار هنوز محبوبِ ژانر اجتماعی هستش. خوب، این موضوع چیز بدی که نیست، خیلی‌ام خوبه! اما کارگردان بیشتر از پرداختن به یک موضوعِ عمده و پی‌ریزیِ خرده‌روایت‌های حمایت‌کننده، در این فیلم انبوهی از معضلات رو مسلسل‌وار به صورت بیننده می‌کوبه، که آدم ناخودآگاه یاد فیلم #مادر_هند (۱۹۵۷) می‌افته!! نمی‌خوام بگم قصد سیاه‌‌نمایی داشته، اما احتمالا فکر کرده هر چقدر به مشکلات بیشتری اشاره کنه، فیلم اجتماعی‌تر می‌شه!! اشتباهه! این کار، غیر از غیرواقعی شدن روایت، باعث خستگی مخاطب و مهمتر از اون کمبود وقت برای پرداختن به روایت اصلی و شخصیت‌ها می‌شه.
مشکلات یک زن (با بازی و نقش تکراری #باران_کوثری) و شوهر (#محسن_کیایی)، مشکل الکلی بودن شوهر، مشکل بی‌کار بودن شوهر، مشکل طلاق پدر (نقش، میمیک چهره و بدن، و بازی همیشگی #سیامک_صفری) و مادر (با بازی همیشه قوی #مهتاب_نصیرپور)، مشکلات مالی و چندشغله بودن مادر، مشکل اعتیاد پدر، مشکل وجود یک مرد جدید (#حسین_پاکدل) در زندگی مادر، مشکل این مرد جدید با همسر فعلی‌اش (#بهنوش_بختیاری، با اون گریم سنگینش)، مشکل از دست دادن خانه، مشکلات پرورش و از بین رفتن زالوها، مشکل گم‌شدن کودک، مشکلات روحی و روانی و جنسی کودک خانواده، و مشکل ناراحتی خانم معلم (#نیکی_کریمی) و پیگیری مصرانه شوهرش (#هادی_حجازی_فر)... ببینید!! چند تا مشکل آخه!؟
اگر با توجه به عنوان فیلم فرض رو بر محل تمرکز بودن کودک فیلم ببینیم، که در شاید نیمی از فیلم حضور داره، فیلمنامه از این بابت هم پرداخت ضعیفی داره و مثلا دلایل مکفی و متقن برای انحراف فکری و جنسی او برای نوشتن نامه آنچنانی به معلمش ارائه نمی‌ده.
با این حال، ایده پرورش زالو به نظرم با محتوای فیلم کاملا سازگاری داشت، و ستودنی بود و البته که اُصولا پرداخت به چنین موضوع‌های اجتماعی فی‌نفسه برای من قابل احترام هستش.
امتیاز من: ♡♡♡♥♥

444. The Seventh Seal



بازتماشای #مهر_هفتم (۱۹۵۷)
یکی از مهمترین فیلم‌های سینمای جهان و قطعا یکی از ۱۰ فیلم برتری که دیدم بود: فیلمی مملو از تفکر و حرف..
و اُصولا از #اینگمار_برگمان انتظار دیگری هم نمی‌رفت!
"مُهر هفتم" فیلمی است درباره فلسفه مرگ و زندگی. الهه (اله!؟) مرگ - تصویر این پُست - می‌خواهد شوالیه برگشته از جنگ‌های صلیبی را به کام خود بکشد، اما در برابر شک/یقین شوالیه (#آنتونیوس_بلاک، با بازی به یاد ماندنی #ماکس_فون_سیدو فقید) و در برابر جان او به بازی شطرنجی دعوت می‌شود که تا انتهای فیلم ادامه دارد، و البته که مشخص است در انتها کدام طرف بازنده است.
سرتاسر این فیلم کلاسیک سینمایی، که در زمان #طاعون_سیاه یا #مرگ_سیاه اروپا در قرون وسطی (۱۳۵۱-۱۳۴۷ میلادی با کشتار ۷۵ الی ۲۰۰ میلیون نفر، چیزی در حدود ۳۰ الی ۶۰ درصد مردم اوراسیا!) روایت می‌شود، پُر است از اشاره و نماد و تلمیح به عناصر کلیسا و سوال‌های ذهن انسان نسبت به آن.
"مُهر هفتم" شاید یکی از هنری‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما باشد که از مدیوم سینما برای انتقال "مفهوم" و نه صرفا سرگرمی استفاده شد. برگمان با خط روایی ساده (و در عین حال لازم) و فیلمبرداریِ درخشان، با زوایه‌بندی‌ها و نورپردازی‌های بی‌نظیر، ایده مدّ نظر خود را با استفاده از کُنش‌های بازیگرانِ نقش دوم و سوم و ارتباط آنها با بازیگر نقش اول منتقل می‌کند: کاری مُدرن که هنوز در بیشتر فیلم‌های تولیدی جهان ناموجود است، هرچند هم که از بابت تکنیکی فیلمی پیچیده نیست، و خوب از فیلمی که بیشتر از ۶۰ سال پیش (۱۳۳۵ شمسی!) ساخته شده دیگر چه انتظاری می‌شد داشت!
"مُهر هفتم" و #توت_فرنگی_های_وحشی (۱۹۵۷) هر دو در یک سال اکران شدند و هر دو نگین‌های بی‌همتای تاجِ برگمان هستند: اگر کمی اهل تفکر و مطالعه جنبی هستید، این دو فیلم را ببینید.
امتیاز من (استثناعاً): ♥♥♥♥♥♥

443. مانکن (سریال)



سخته بخوام درباره سریالی با این حجم از استانداردهای سطح پایین حرف بزنم! واقعا کار سختیه‌هااا: #سریال_مانکن!!
فیلمنامه که ضعیف‌‌تر از منابع واقعی الهامش، یعنی فیلمفارسی‌های دهه چهل و پنجاهِ مرحوم یاسمی بود. دختر جوانِ فقیر و بدون پدر و با ناپدری معتاد و مادر ضعیفِ توسری‌خور، مرد میانسال متدینِ در زندان، جوان خوش‌تیپ ایثارگر، رفیقِ اِندِ مرامِ لوطی‌مسلک، و زن میانساِلِ خوش‌چهره ثروتمند، که این آخری، به لطف مفاهیم #شوگر_مامی و #شوگر_ددی، تنها عنصر نسبتا جدید فیلمنامه بود!
بازی‌ها هم که ضعیف در حد "مزاحمت" ایرج ملکی! مثلا #امیرحسین_آرمان بلد نیست حتی یک لحظه عاشقانه رقم بزند، چه برسد به لحظات غم و خشم! بقیه هم شرایط بهتری ندارند و حتی انتخاب بازیگران، مثل انتخاب #نازنین_بیاتی، به نظرم برای بسیاری از کاراکترها اشتباه بود.
از کارگردانی هم هرچه بگویم کم گفتم!! کارگردان محترم، غیر از ناتوانی در بازی گرفتن، حتما در بیشتر سکانس‌ها حضور نداشته! وگرنه صحنه‌هایی از قبیل بیشتر سکانس‌های #محمدرضا_فروتن آنقدر ابتدایی و ناشیانه است که نگو!
حتی در انتخاب مکانِ صحنه‌ها و حضور بادیگارها و .. انگار #سریال_شهرزاد یا #پدرخوانده را تماشا می‌کردیم (دور از جان و چشم این فیلم آخری که نام بردم)!
بگذریم از کلیپ‌های عاشقانه و یا گریه‌درآور همراه با آوازِ طولانی و ملال‌آورِ وسط هر اپیزود که در حد غیرقابل‌تصوری آزاردهنده بودند!
تنها نکته قابل تحمل فیلم بازی ضعیف اما بامزه #فرزادفرزین بود که من بیشتر کاراکتر لاتی‌اش را، که پُررنگ‌شده نقشش در #سریال_عاشقانه بود، دوست داشتم. راستش نکنه مثبتی اصلا ندیدم. آهان چرا... مهمترین نکته مثبت این سریال این بود که از خودم قول بگیرم حالا حالاها هیچ سریال ایرانی نبینم!
امتیاز من: : ♡♡♡♡♡

442. دلشدگان



بازتماشای #دلشدگان (۱۳۷۰) #علی_حاتمی
یک اثر هنری ارزنده! یک صفحه موسیقیِ به یادماندنی! کولاژی از نقاشی و متن و موسیقیِ ایرانی!
"دلشدگان"، آخرین اثر مرحوم "علی حاتمی"، بیشتر از اینکه از بابت سینمایی ویژه باشد، ادای دینی است به مردان (زنان!؟) موسیقی دستگاهی ایران و عشقی که برای نگهداشت آن داشته‌اند و از خودگذشتی که از جان و مالشان بروز داده‌اند.
داستانِ کمی تغییر داده شده فیلم درباره گروهی از موزیسین‌های ایرانی است که برای ضبط اولین صفحه موسیقی ایران به ارمنستان (در فیلم: پاریس) می‌روند. فیلم از نظر تدوین، پرش‌های زیادی دارد که آزاردهنده است و در صحنه‌هایی که "طاهر" آواز می‌خواند، یکی نبودن آواز و کلامی که بازیگر می‌خواند باعث تاسف می‌شود. خود شخصیت‌ها هم ایستا و پایدار هستند و از این بابت با فیلمنامه ضعیفی طرف هستیم (عشق افلاطونی‌ و بدون پیشینه طاهر با شاهزاده تُرکِ نابینا، با بازی #لیلا_حاتمی جوان، و ظاهرا بهبودی چشم او، و سپس مرگ تراژیک و ناگهانیِ طاهر با معیارهای سینمایی سازگاری چندانی ندارند!)، با این حال، همانطور که جلوتر گفتم، هدف اُصولا ادای دین به موسیقی بوده..
حضور بازیگران نام‌آشنا و بازی‌های به یادماندنی، به‌خصوص #اکبر_عبدی، اُستاد مسلم تنوع و تبحر در بازیگری، نقطه قوت فیلم است، و از ان قوی‌تر متن ادیبانه و شاعرانه فیلمنامه است، که البته پای ثابت فیلم‌های حاتمی، به حق سعدیِ سینمای ایران، بوده. نکته مثبت دیگر فیلم، مجموعه آهنگ‌ها و آوازهای گوناگون در دستگاه‌های مختلف است که، بسته به حال و هوای فیلم و شخصیت‌ها، استفاده شده و پتانسیل بالای این موسیقی را به رُخ می‌کشد. هنر ناب #حسین_علیزاده و #محمدرضا_شجریان در این فیلم برای همیشه به یادگار خواهند ماند..
پوستر زیبای این فیلم هم یکی از زیباترین پوسترهای اوریجینال فیلم‌های سینمای ایران است. مثلا به نام بازیگران روی پرده‌های ساز در وسط تصویر دقت کنید!
امتیاز من: (با ارفاق زیاد): ♥♥♥♥♥

441. Love, Simon



#با_عشق_سایمون (۲۰۱۸) فیلم چندان پیچیده‌ای نیست. یک روایت خطیِ ساده از الف تا ی، با آغاز و با پایان مشخص، اما با سبک روایتی جذاب، بازیگران خوشگل و جوان، و سوسپانسِ کافی و وافی. اما از نظر محتوایی، فیلمِ ِآوانگاردی تو ژانر تین‌مووی‌ها محسوب می‌شه: هم‌جنس‌گرا بودن نقش اول یک فیلمِ نوجوانان که فیلم داستان شناخت خود و معشوق و بعد روایت اظهار و دفاع از هویت جدیدش رو به تصویر کشیده. خوب، به قول "یکی"، ما که اصلا تو ایران مثل آمریکا هم‌جنس‌گرا نداریم، واسه همین هم احتمالا درکی از شرایط اونها نداریم؛ با این حال، فکر می‌کنم "با عشق، سایمون" تونسته به افرادی با این نوع گرایش جنسی، یا به هر کسی دیگه با هر نوع تفکر یا رفتار یا نگرشی که در راستای تفکر/رفتار/نگرش مثلا "استاندارد" نیست، نشون بده که "خودت" رو قبول داشته باش و به دیگران ثابت کن!
شخصیت‌پردازی‌ها به نظرم خیلی خوب بودند و پ‌.اُ.ویِ روایت هم که گاه از زبان افراد مورد ظنِ "سایمون" روایت می‌شد، دنبال کردن داستان رو جذاب‌تر هم می‌کرد!
امتیاز من: ♡♡♥♥♥

440. اتاق تاریک



خوبه که فیلم‌هایی شبیه #اتاق_تاریک (۱۳۹۶) درست می‌شه و خوبه که همچین کارگردان‌هایی به سینمای ما اضافه می‌شن، چون فقط دغدغه گیشه براشون بُعد اصلی فیلم‌سازی نیست.
"اُتاق تاریک" هم از جنبه سوژه‌‌های جدید و کم‌تر پرداخت شده‌اش فیلم خوبیه و هم از نظر نحوه بیان و ترسیم منظور نویسنده و حالِ بازیگران.
پرداختن به کودک‌آزاری جنسی به اندازه کافی فیلم رو جذاب و هدفِ تماشا می‌کنه، حالا در حین روایت این سوژه، شما تفاوت‌های رفتاری و فکری والدینش رو هم به داستان اضافه کنید و، از همه سینمایی‌تر، نحوه پرداخت این‌ها در یک درام سینمایی هستش که اون اثر رو مطلوب می‌کنه، که اینجا به مقدار زیادی اتفاق افتاده.
یکی از مهمترین نقاط مثبت "اُتاق تاریک" هم بازی چشمگیر کودک فیلم #علیرضا_میرسالاری در کنار ارائه نه چندان دلچسب بقیه بازیگرها بود.
پوستر فیلم هم بد نیست.. کمی تکراریه، با این حال، می‌تونه بیان‌کننده حال و هوای ماجرا باشه.
امتیاز من (با کمی ارفاق): ♡♥♥♥♥

439. Contagion



#شیوع (۲۰۱۱) رو همون چند سال پیش دیده بودم، اما با توجه شرایط فعلی تماشای مجددش خالی از لطف نبود.
فیلم در واقع داستان این روزهای ایران و بیش از ۱۰۰ کشور دیگه با بیش از ۳۴۰۰ کشته و ۱۰۰ هزار کِیسِ مثبت (تا این لحظه) هستش که جهان رو درگیر ویروسی با منشاء خفاش-خوک (اگر نخواییم بریدن درخت توسط انسان و پراکندن خفاش‌ها رو حلقه ابتدایی زنجیره حساب کنیم!) کرده (و اتفاقا علائمش به شدت مشابه علائم #ویروس_کورونا هستن).
فیلم چند روایت مرتبط با این شیوع رو موازی پیش می‌بره و تقریبا همه رو هم (با اغماض) یک‌دست پیش می‌بره: نحوه پراکندگی ویروس در جهان، هراسِ همه‌گیر از ابتلا و مرگ و در نتیجه رفتارهای غیرعادی مردمِ همه‌جا و طغیان علیه ساختارهای اجتماعی/انسانی، مشکلاتِ سازمان‌های مسئولِ رسیدگی به اُمور، تلاش پزشکانِ مامور و مسئولِ بررسی این شیوع و پیدا کردن واکسن (و البته با فداکاری‌های مدل هالیوود)، سوء استفاده افراد از ترس حاکم بر جامعه، و استیصال و تلاش یک مرد که در ابتدای فیلم همسر و پسرش را از دست می‌ده و جدا از غم این فقدان، و درد ناشی از کشف خیانت همسر متوفی‌اش، مراقبت از دختر نوجوانش که تنها بازمانده از خانواده‌اش است رو عهده‌داره.
فیلم اما بیشتر روی تاثیرات این فاجعه بر مردم تاکید داره و، همون‌طور که در پوستر فیلم آورده شده، #ترس ناشی از بیماری و مرگ.
جدا از این موارد، بازی‌های قوی بازیگران مطرح، از قبیل #جود_لا و #کیت_وینسلت و #مت_دیمون (و مخخخصصصولا این آخری که عمدتا به فیلم‌های اکشن مثل #سری_بورن می‌شناسیمش ولی اینجل مشون داد که در ژانرهای دیگه هم حرف برای گفتن داره)، و کارگردانی موفق #استیون_سودربرگ (کارگردان #سری_اُشن و #آناتومی_گری)، فیلم رو تاثیرگذارتر هم کرده.
فکر می‌کنم با توجه به شرایط فعلی، این فیلم رو باید به کسایی که #ویروس_کورونا رو جدی نمی‌گیرن، حتما نشون داد!
ضمنا! پوستر فیلم، به غیر از چیدن بچه‌گانه بازیگران در کنار هم (که حتما دلایل گیشه‌پسند داشته)، و انتخاب رنگ قرمز و زرد و طرح گرافیکی هوشمندانه، به نظرم، یادآور نوارهای پلاستیکی هستش که در شرایط خطر و بحران دور ناحیه‌ای می‌کشن و "خطر" رو هشدار می‌دن. خوب بود!
امتیاز من (با کمی ارفاق): ♡♥♥♥♥

438. قصر شیرین



قصر_شیرین (1397) یک فیلم جاده‌ای است، یعنی قاعدتا بنا بر این است که (ضد)قهرمان فیلم در طول مسیر با رویدادهای متفاوتی رو به رو شود که دلایل کافی را برای تغییر شخصیتی در انتهای فیلم، در مقایسه با ابتدای آن، به مخاطب نشان می دهد. خوب، "قصر شیرین" از این بابت فیلم نسبتا خوبی است: نادر، با بازی قابل قبول #حامد_بهداد، در ابتدا مردی فراری از خانواده است و در انتها ظاهرا در خدمت آنها می شود (البته خانواده اوریجینالش، نه خانواده جدیدش!!)، اما اینها کافی نبوده و نیستند!
فیلمنامه که تمام و کمال نباشد، منطق رویدادها هم به هم می خورد. مثلا معلوم نیست چرا نادر این همه سال سراغ خانواده‌اش نیامده و حالا توانسته سُر و مُر و گنده، حیّ و حاضر باشد! یا چه شده که و/یا چرا پدری با فرزندانش این همه غریبه است؟ یا اصلا چرا باید به زنش "شیرین" - کاراکتر بسیار جالبی که هیچ وقت نمی بینیمش اما در تمام فیلم باعث اثر است - شک داشته باشد؟ اینها را به علاوه پایان‌بندی ناتمام - باز نه، ناتمام - و خرده روایت‌های زاِئد و کمی زیاد فیلم کنید تا کلافگی من رو بعد از پایان فیلم درک کنید!
اما این فیلم نقاط مثبت هم داشت: بازی های خییلی خوب بازیگران خردسال فیلم، #یونا_تدین (که به حق نامزد جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فجر شد) و #نیوشا_علیپور، مژده پیدا شدن بازیگران خیلی قوی بود.
در بازار فیلم های ایرانی این سال ها، که پر فروششان #مطرب باشد و #تگزاس_۲، "قصر شیرین" فیلم بسیار عالی و محترمی است.
امتیاز من (با کمی ارفاق): ♡♥♥♥♥

437. روسی



#روسی (۱۳۹۶) ادامه فیلم‌های در-تلاش-برای-متفاوت-در-آوردن #امیر_حسین_ثقفی است، که اتفاقا بیشتر تکرار فیلم قبلی خودش #همه_چیز_برای_فروش (۱۳۹۱) است: تقریبا با همان لوکیشن‌ها، اکثرا با همان بازیگرها، و کمی تغییر در همان داستان!
"روسی" بازی‌های متوسطی دارد که گاهی آدم را ناامید می‌کند، فیلمنامه‌ای با حفره‌های عجیب داستانی دارد، آدم‌هایی دارد که تلاش شده بی‌مکان و بی‌زمان نشان داده شوند، ولی جنبه ارتباطشان با یک زن روس وزن سنگینی به پایشان می‌شود، کاراکترهای عجیب و غریبی دارد که در بیغوله‌ها زندگی می‌کنند و معلوم نیست از چه راهی زندگی می‌کنند و تا دلتان بخواهد گناه و کارما دارد که سرشان خالی می‌کند (نوع نوشتار کلمه "روسی" هم روی پوستر فیلم اشاره به همین دارد)! انگار تمام انسان‌ها چوب بدی‌شان را خواهند خورد (اگر هم اینطور باشد (که نیست)، نام‌گذاری شخصیت‌ها - ابراهیم و یوسف - اصلا ربطی به این ماجرا ندارد)!! نه‌خیر! این تفکر اشتباهی است که آدم را مثل شخصیت‌های این فیلم بی‌عمل و در نهایت دچار خسران می‌کند.
مهمترین ویژگی مثبت فیلم فضاسازی‌های زیبا و نقاشی‌طور تقریبا در تمام فیلم است که لذت بصری فراوانی به مخاطب اهدا می‌کنند.
ثقفی کارگردانی فرمال است، باشد، فرم فیلم هم بد از آب در نیامده، مثلا لوکیشن و آب و هوا به شخصیت‌ها می‌خورد، قبول، اما روایت ضعیف، تکراری، و سطحی است، پس کلیت کار مانند نقاشی ابتدایی کودک خردسالی است که با قابی نفیس به دیوار زده شده است.
امتیاز من: ♡♡♡♥♥

436. Knives Out



خیلی وقت بود که فیلمی در ژانر جنایی-معمایی ندیده بودم، و بنابراین، کلا تماشای #چاقوکشی (۲۰۱۹) برام جذاب بود. فیلم از فیلمنامه نسبتا قوی برخورداره و وجود سوراخهای کم در فیلمنامه یعنی استخوان‌بندی یک فیلم محکم و اُستواره. علاوه بر این، بازی‌های یک دستِ متوسط به بالا، وجود بازیگران متعدد خوش‌اسم (که یکی از دلایل طراحی چنین پوستری هم هست تا فیلمساز پُزِ حضور اونها رو علنا بده)، و فیلمبرداری و صحنه‌پردازی‌های جذاب از این فیلم اثری قابل قبول‌تر از رمان‌های #آگاتا_کریستی ساخته، به‌خصوص که اضافه کردن هر از چندگاه دیالوگ‌های طنز و نکات فرهنگیِ مدرن باعث جذاب‌تر شدن و امروزی‌تر شدن این فیلم شده.
"چاقو کشی" یک فیلم تفریحی سطح بالاست برای کسایی که صرف پیدا کردن قاتل براشون چندان اهمیتی نداره که خود روایت گره‌گشایی در طول فیلم داره.
امتیاز من: ♡♥♥♥♥