#مارتین_اسکورسیزی و #رابرت_دنیرو رو موفقترین زوج کارگردانی-بازیگری سینما میدونن. حتی در این فیلم که ریتم بر خلاف روال عادی این دو نفره، مهارت و توانایی این رو در اوج میبینیم.
#سلطان_کمدی(۱۹۸۳) فیلم سیاهیه، یک هجو سیاه، پر از درد و زجر.. به جز سکانس آخر (که فکر میکنم کارگردان به اجبار نگاه تهیهکننده به گیشه اون رو اضافه کرده)، تماشای توهم و شکست پیدرپی #پروتاگونیست اصلا ساده نیست، و من عاشق همین کوبیده شدن حقیقت به صورتم هستم!
در "سلطان کمدی" ما شاهد تناقض واقعیت و ظاهر هستیم: مجری محبوب و معروفِ بزرگترین شو کمدی (با بازی متفاوت اما به همون اندازه چشمگیرِ #جری_لوئیس، بله، خود "جری لوئیسِ" معروف!) مردی اخمو، سرد، و تنهاست و امضاءبگیران متعدد سلبریتیها، که عمری رو در پی تحقق رویاهاشون بودن، هرگز به #رویای_آمریکایی نمیرسن، و این یعنی درد، یعنی زخم..
"سلطان کمدی" در عین حال فیلم ضدمِدیای مسلط غرب محسوب میشه. در تمام دقایق فیلم تاثیر مخرب مِدیا رو بر سبک زندگی و تفکر مردم میبینیم.. کافیه تنها یک دقیقه به تاثیر همین فضای اینستاگرام روی زندگیهامون فکر کنیم..
هنوز اون صحنه سوررئالِ تکاندهنده که "رابرت دنیرو" - با اون بازی ببببینهایت موثر و فراموشنشدنی - بین دو ماِکت از مجری و مهمان معروف میشینه و باهاشون حرف میزنه و بلند بلند میخنده در خاطرم هست..
اگر علاقهمند به موضوعات فرهنگی/اجتماعی/روانی/مِدیا هستید، شدیدا این اثرِ بسیار سطح بالا رو توصیه میکنم. اما اولش #راننده_تاکسی (۱۹۷۶) و بعدش #سگ_را_تکان_بده (۱۹۹۷) رو هم ببینید.
(راستی! خاک بر سر دزد گوشیم! 😏)
امتیاز من: ♥♥♥♥♥