Friday, November 27, 2020

507. میلیونر میامی

 



همیشه کتاب‌ها و فیلم‌ها و مستندهای مربوط به #افغانستان برای من جذاب هستند. در میان فیلم‌ها، از #بایسیکل_ران (۱۳۶۷) #محسن_مخملباف - با بازی بی‌نظیر #محرم_زینال_زاده - بگیر تا #بودا_از_شرم_فرو_ریخت (۲۰۰۶) #حنا_مخملباف تا #اساما (۲۰۰۳).
از جدیدترها هم که #چند_متر_مکعب_عشق (۱۳۹۲) و #شکستن_همزمان_بیست_استخوان (۱۳۹۶) #برادران_محمودی و حالا کار جدیدشان: #هفت_و_نیم (۱۳۹۹).
"هفت و نیم" هفت سکانس‌پلان ساختاری غیرمرتبط اما از لحاظ محتوایی در راستای همدیگر است که در آن روایت هفت دختر ایرانی و افغانستانی و، بر اساس آنچه از برادران محمودی انتظار داریم، مشکلات #فرهنگی آنها و، بهتر بگویم، خانواده‌های آنان و در اصل دو #جامعه است.
مشکلات مطرح شده حول تابوهای جنسیتی این دختران هستند و در آخر این #دختران هستند ‌که از این کاستی‌های فکری-فرهنگی آسیب می‌بینند..
#فیلم محصول آنچنااانی شاید نباشد، اما من صرف پرداختن به چنین موضوع‌هایی - هر چند حالا دیگر تکراری - را می‌پسندم و فکر می‌کنم تا حل نشدن آنها می‌توانند تکرار و تکرار شوند. از طرف دیگر، نزدیک کردن دو جامعه و نشان دادن شباهت‌‌های باعث‌تاسف آنها - در عین تفاوت‌ها - به نظرم کاملا تصمیم درستی بوده. با این حال، شاید اشتباه بزرگ این فیلمسازان و بسیاری همکارانشان این است که کمی بیشتر به سمت سیاهِ داستان معطوف می‌شوند و مثلا گنجاندن یکی دو مرد حامی یا یکی دو زن مبارز همیشه نتیجه کار را قابل‌قبول‌تر می‌کرد.
امیدوارم از این قبیل آثار بیشتر ببینیم تا بیشتر یاد بگیریم.
امتیاز من (با ارفاق): ♡♥♥♥♥

506. 7.5


 

همیشه کتاب‌ها و فیلم‌ها و مستندهای مربوط به #افغانستان برای من جذاب هستند. در میان فیلم‌ها، از #بایسیکل_ران (۱۳۶۷) #محسن_مخملباف - با بازی بی‌نظیر #محرم_زینال_زاده - بگیر تا #بودا_از_شرم_فرو_ریخت (۲۰۰۶) #حنا_مخملباف تا #اساما (۲۰۰۳).
از جدیدترها هم که #چند_متر_مکعب_عشق (۱۳۹۲) و #شکستن_همزمان_بیست_استخوان (۱۳۹۶) #برادران_محمودی و حالا کار جدیدشان: #هفت_و_نیم (۱۳۹۹).
"هفت و نیم" هفت سکانس‌پلان ساختاری غیرمرتبط اما از لحاظ محتوایی در راستای همدیگر است که در آن روایت هفت دختر ایرانی و افغانستانی و، بر اساس آنچه از برادران محمودی انتظار داریم، مشکلات #فرهنگی آنها و، بهتر بگویم، خانواده‌های آنان و در اصل دو #جامعه است.
مشکلات مطرح شده حول تابوهای جنسیتی این دختران هستند و در آخر این #دختران هستند ‌که از این کاستی‌های فکری-فرهنگی آسیب می‌بینند..
#فیلم محصول آنچنااانی شاید نباشد، اما من صرف پرداختن به چنین موضوع‌هایی - هر چند حالا دیگر تکراری - را می‌پسندم و فکر می‌کنم تا حل نشدن آنها می‌توانند تکرار و تکرار شوند. از طرف دیگر، نزدیک کردن دو جامعه و نشان دادن شباهت‌‌های باعث‌تاسف آنها - در عین تفاوت‌ها - به نظرم کاملا تصمیم درستی بوده. با این حال، شاید اشتباه بزرگ این فیلمسازان و بسیاری همکارانشان این است که کمی بیشتر به سمت سیاهِ داستان معطوف می‌شوند و مثلا گنجاندن یکی دو مرد حامی یا یکی دو زن مبارز همیشه نتیجه کار را قابل‌قبول‌تر می‌کرد.
امیدوارم از این قبیل آثار بیشتر ببینیم تا بیشتر یاد بگیریم.
امتیاز من (با ارفاق): ♡♥♥♥♥

505. Black Box (2020)

 



یک فیلم #علمی_تخیلی جدید با بازیگران سیاه‌پوست که که بازیگران حرفی برای گفتن دارند و نه فیلمنامه.

#جعبه_سیاه (۲۰۲۰) کپی درامی از #مرد_عوضی (۱۳۷۶) خودمان است، اما ضعیف‌تر. نه شخصیت‌ها پرداخت درستی دارند و نه کنش‌هایشان در قالب #سینما تعریف شده. اُصولا فیلمنامه آنقدر نحیف است که برای ۱۰۰ دقیقه فیلم بسیار طولانی جلوه می‌کند و خسته‌کننده.
صرفا یک فیلم دم‌دستی است برای تمرین تماشای فیلم‌های این ژانر برای بچه‌ها، نه بیشتر.
امتیاز من: ♡♡♡♡♥

504. ایتالیا ایتالیا

 



"نه!! خووب بود" اولین واکنش من بعد از پایان فیلم #ایتالیا_ایتالیا (۱۳۹۵) بود.
طبیعتا پوستر اصلی به شدت ضعیف (عکس این پُست نه!) (سوال: واقعا چرا اکثریت قریب به اتفاق فیلم‌های ایرانی #پوستر_فیلم اییینقدر افتضاحی دارند؟ جواب: پول! وگرنه کم پوستر عاالی در همین سینما نداریم! نمونه؟ #دلشدگان (۱۳۷۰)) و عنوانش (که انگار به تقلید از سریالی طنز محصول تلویزیون قبل از انقلاب گذاشته شده) من رو به این تصور انداخت که با یک فیلم کشکی دیگر طرفم. حتی دقایق اول فیلم و حافظه سینمایی من از حضور #حامد_کمیلی در فیلم‌های قبلی موید ذهنیتیم بود، که چرخش خوشبختانه فیلم با ورود #سارا_بهرامی شروع شد و #فیلم تقریبا تا انتها تبدیل شد به یک درام عاشقانه-روانشناختی.. خوب.. حالا نه آنقدر هم با کیفیت!
از نظر موضوعی،"ایتالیا ایتالیا" برای منِ متاهل چند سال در زندگی و عاشق و پیگیر #سینما فیلم لذت‌بخشی بود. تماشای اتفاقات روزانه یک زوج - شبیه به اکثر زوج‌های ایرانی معاصر - و کشف ارجاعات بیرون‌متنی یا #بینامتنیت به #هامون (۱۳۶۸) و... تعبیه شده در فیلمنامه تجربه جذابی بود، هرچند این لذت را نمی‌توانم در مورد همه نکات تکنیکی آن هم ذکر کنم.
اشکال عمده این فیلم به نظرم سعی در موفقیت در گیشه و اضافه کردن بسیاری سکانس‌های بی‌دلیل ابتدایی و حتی حضور دو دقیقه‌ای بعضی بازیگران مثل #همایون_ارشادی و در نتیجه چند تکه شدن فیلم بود. با این حال، بازی‌های عمده بازیگران را دوست داشتم و فکر می‌کنم تماشای این فیلم تجربه خوبی برای بسیاری باشد.
امتیاز من: ♡♡♥♥♥

503. سیاوش

 


#سیاوش (۱۳۷۷)

فقط تصور کنید که یک سال بعد سر کار آمدن اولین #دولت_اصلاحات فیلمی روی پرده #سینمای_ایران می‌بینید که به‌نوعی برای شکاندن تابوی #موسیقی و به‌تصویر کشیدن آن ساخته شده! در سکانس اول حتی تک تک آلات موسیقی نشان داده می‌شوند!
بعد شاهد بخش‌هایی از مثلا کنسرت بدون کلام هستیم که تنها در یک سکانس یک خواننده با محاسن آنکادر شده یکی دو بیتی می‌خواند!!
"سیاوش" در گیر و دار کنسرت خود است که هم‌زمان عشقی آبکی و پدری تازه از اسارت #جنگ برگشته زندگی‌اش را بر هم می‌ریزد..
خوب، فیلمنامه چیزی برای گفتن ندارد و بازی #علی_قربان_زاده (شما بگو برای ۲۲ سال پیش هم) چنگی به دل نمی‌زد. #رحمان_باقریان با حضور چند دقیقه‌ای در #فیلم و بدون یک کلمه دیالوگ به نظرم بهترین بازیگر فیلم بود. #هدیه_تهرانی هم که (نمی‌دانم چرا نقشش باید اسم اصلی خودش را می‌داشت) طبق معمولی که من در خاطر دارم کوه یخی است که نقش‌های پر از نیاز به بروز احساس در صوت و صورت برای او نباید نوشته شوند! یادی هم از #پوراندخت_مهیمن بکنیم که همیشه بازیگر خوبی بوده.
با این حال، نفس پرداخت به سوژه‌های تابو و حتی زیر سوال بردن جنگ و نشان دادن حتی بخش بسیار کوچکی از مضرات آن هر فیلمی را به یاد ماندنی می‌کند..
امتیاز من: ♡♡♡♥♥

502. The Lodge (2019)



کلبه (۲۰۱۹) برای سازنده‌های #شب_به_خیر_مامان (۲۰۱۴) به نوعی حرکت به اطرافه، نه جلو و نه عقب. باز هم دو بچه این بار با یه #نامادری تو یه کلبه محاط با کیلومترها برف.
"کلبه" با یه سکانس شوکه‌کننده خوب شرو
ع می‌شه، اما تا سه چهار ده دقیقه بعد سرعتش کند می‌شه، و بعد دوباره ۲۰ دقیقه پایانی برمی‌گرده به روالی که باید؛ و این چیزی نیست که از یه #فیلم #ترسناک "خوب" انتظار داریم.
با این حال، بازی خوب #رایلی_کیو، با اون چهره بی‌تفاوت و سردش، قابل توجهه.
فیلم سکانس‌های آشنایی هم داره که ادای دین به فیلم‌های مطرح این ژانر مثل #درخشش (۱۹۸۰) هستش: کاری که دیگه یه جورایی عادی شده انگار.
فیلم گریزی هم به دنیای ذهن کاراکترها می‌زنه و با بنزین تاثیر کالت‌های مذهبی سعی در هرچی غیرعادی‌تر کردن روایت داره، که البته چننندان به جایی نمی‌رسه.
به طور خلاصه، "کلبه" فیلمی متوسط توی ژانر #وحشت هستش؛ اگه کلا #فیلم_ترسناک نمی‌بینید، تمرین خوبیه.
امتیاز من (با ارفاق): من: ♡♡♥♥♥

501. Gerald's Game (2017)

 


یک فیلمِ پر ار تعلیقِ نسسسبتا خوب می‌خواهید ببینید؟ #بازی_جرالد (۲۰۱۷) فیلم شماست!
این فیلم روان‌شناختیِ ککککککمی هم ترسنا‌ک براس
اس رمانی از #استیفن_کینگ که - معرف حضور هست - ساخته شده.
#فیلم با سکانسی شروع می‌شه که من رو یاد سری مفتضح #پنجاه_طیف_خاکستری انداخت و با نگاهی حاکی از تاسف برای دقایق رو به هدر پیش‌رو ادامه دادم و، خوب، چه خوب که ادامه دادم!
فیلم که بیشتر از ترسناک بودن در ژانر روان‌شناختی باید دسته‌بندی بشه می‌تونه کِیس خوبی هم برای بچه‌های #پزشکی و #روانشناسی از باب #ضعف_عقل و #تروما و #ptsd و کمپلکس‌های دوران کودکی باشه.
#کارلا_گوجینو زیبا و #بروس_گرینوود خوش‌تیپ هم بازی‌های خیلی خوبی ارائه کردن که ارزش تماشای فیلم رو بیشتر هم می‌کنه.
با این حال، منطق معمولا ضعیف چنین فیلم‌هایی و پایان‌بندی سریع و دم‌ستی‌اش (و به‌خصوص همین نکته) بیشترین ضربه رو به کلیت فیلم وارد کرده.
خوب، واسه ۱۰۰ دقیقه سرگرمی بددد نیست.
امتیاز من: ♡♡♥♥♥

500. Goodnight Mommy (2014)



باز هم یه فیلم #ترسناک خوب دیگه! اون هم از نوعی که پسند می‌کنم: یک روایت آهسته اما پُر از تنش، پُر از دلهره!

#شب_به_خیر_مامان (۲۰۱۴) یه روایت روان‌شناختیه، محصول #اتریش و به زبان آلمانی تولید شده. #فیلم در واقع تنها سه شخصیت داره و در دو سوم اول فیلم که وظیفه آشنایی ما با روحیات و کیفیت ارتباط کاراکترها با هم رو داره تقریبا هیچ سکانس اکشنی نمی‌بینیم، که البته بخشی از ضعف فیلم هم یه نظر به همین قسمت برمی‌گرده.
در یک‌سوم پایانی اما گل فیلم کامل شکوفا می‌شه: تمام حوادثی که قبلا پی‌ریزی شده بودن اتفاق می‌افتن، تنش بین اعضاء یک خانواده (که مگه نباید قابل‌اعتمادترین آدم‌های دنیامون باشن!؟) به جاهای باریک می‌کشه و... بوووم! انفجار اطلاعات پنهان شده و اصابت ترکش‌های این اطلاعات در مغز و قلب ما در دقایق پایانی!
"شب به خیر مامان" در ادامه اون موج نوی فیلم‌های ژانر #وحشت هستش که #ترس رو نه در اکشن‌های بزن بکشی یا #جامپ_اسکر یا #اسلشر که در ارتباطِ بدیهی کاراکترها و آنچه که بینشون "ممکن" می‌تونه باشه جستجو می‌کنه، شبیه #بابادوک (۲۰۱۴) و #ساحره (۲۰۱۵).
از بازی خوب دوقلوهای فیلم #الیاس_شوارتز و #لوکاس_شوارتز و همین‌طور نقش اول زن #سوزان_وست هم نباید گذشت.
امتیاز من: ♡♥♥♥♥

499. Let the Right One In (2008)




تماشای یک فیلم بد به خودی خود آزاردهنده هست، چه برسه به اینکه بعد از تماشای چند #فیلم خوب در همون ژانر باشه.

#بگذار_فرد_درست_وارد_شود (۲۰۰۸) از سینمای #سوئد و مثثثلا در ژانر #ترسناک بود: نه سکانس ترسناکی، نه بازی‌های چشمگیری، و نه اساسا داستان خوبی داشت بلکه بشه بهش دل خوش کرد! حتی داستان #خون_آشام بودن شخصیت و نحوه زندگی او و ارتباطش با پسر تنهای داستان آنقدر مضحک و بی‌مایه است که حس من در اکثر زمان فیلم خنده تلخ توام با تاسف بود. به این ماجرا دوبله فوق ابتدایی انگلیسی فیلم را هم اضافه کنید تا به عمق دردی که در طول فیلم کشیدم پی ببرید!
در بهههترین حالت این یه فیلم نوجوانیِ دم‌دستی برای معرفی و آشناییِ فوق ابتدایی با فیلم‌های ترسناکِ خون‌آشامی بود!
چرا این فیلم رو دیدم؟ امتیاز‌هاش رو بینید:
IMDB: 7.9
Metacritic: 82%
Rotten Tomatoes: 98%
من اصلا متوجه نمی‌شم!! به قول شما دوستان انگلیسی دان:
Is this some kind of a joke!??
واقعا تماشای #هزارپا و #کلوپ_همسران به تماشای این نافیلم می‌ارزید!! نشانه‌ای دیگه به چرند بودن امتیازهای این سایت‌ها به فیلم‌ها! واقعا چرا، اُ، چرا!؟؟

امتیاز من: ♡♡♡♡♡ 

498. The Witch (2015)

 



یه فیلم ترسناک خوب دیگه!!

#ساحره (۲۰۱۵) به نوعی تکرار همان فرمان درست #بابادوک (۲۰۱۴) در پرداخت به "ترس" از زاویه درست - حداقل از نظر من! - هستش: حتی فیلمنامه‌نویس ستینگ #فیلم رو به دو قرن پیش‌تر برده تا تاثیر هر نوع عنصر مدرن رو هم (تا حد امکان) حذف کرده باشه و صرفا روی عناصری که می‌تونن در زمان تماشا و (مهم‌تر از اون) بعد از پایان فیلم ذهن تماشاچی رو درگیر #ترس کنن متمرکز می‌شه.
اینجا هم مثلا #فیلم_ترسناک های موفق و محبوب من (یک نمونه عالی و فراموش‌نشدنی: #کوایدان، ۱۹۶۵)، خبری از #جامپ_اسکر و سکانس‌های #اسلشر عمدتا بی‌دلیل و بی‌منطق نیست، بلکه فیلم ما رو وارد دنیای ذهن تاریک #انسان می‌کنه تا یادآور بشه که اطرافیان معصوم، عزیز، و مطمئن ما می‌تونن گاه چقدر ترسناک بشن.. و چی از این ترسناک‌تر!؟ یه فیلم ممکنه صحنه‌های کُشت و کشتار و سیل خون و دل و روده رو به من نشون بده و گیرم هم که در بعضی لحظات به لطف تدوین و موسیقی من رو از روی صندلیم بپرونه، اما به نظر من فیلمی "ترسناک" هستش که اولا من رو در لحظات فیلم روی صندلیم میخکوب کنه، ثانیا وقتی تیتراژ پایانی بالا می‌آد نتونم از جام پا شم‌ و ثالثا، باز بدتر از قبلی‌ها، در ساعت‌ها و روزهای آتی وقتی به آینه نگاه می‌کنم یا به اطرافیانم بر می‌خورم رفتارهای کاراکترهای فیلم رو در خود و دیگران ببینم! "ساحره" اینکار رو می‌کنه!
البته نیمه اول فیلم به جهت شناسوندن کامل شخصیت‌ها و منویات درونیشون ممکنه برای برخی کسل‌کننده باشه. خوب.. "ساحره" فیلم عادی نیست و مخاطب عادی هم نمی‌خواد.
امتیاز من: ♡♥♥♥♥