#بسکتبال_عزیز (۲۰۱۷) رو همون موقعی که اُسکار گرفت دیده بودم، اما شاید به خاطر #فیلم_کوتاه بودنش و یا شاید هم مقایسه اشتباه با فیلمهای بلند اینجا حرفی ازش نزدم (مثل خیلی فیلمهای تابویی که فکر میکنم نباید اینجا در موردشون حرف بزنم)! اما، امروز، بعد از شنیدن خبر مرگ ناگهانی #کوبی_برایانت در ۴۱ سالگی فکر کردم که هر اثر هنری ارزش حرف زدن و بحث رو داره، حالا در هر ژانری که میخواد باشه! این شد که دوباره و سهباره نشستم و این #انیمیشن_کوتاه حدودا پنج دقیقهای رو تماشا کردم.
فیلم در واقع متن شعرگونه "کوبی برایانت"، اسطوره تیم بسکتبال #لوس_آنجلس_لیکرز با ۲۰ فصل بازی و ۵ قهرمانی #ان_بی_ای، هستش که برای خداحافظیاش از دنیای بسکتبال در سال ۲۰۱۵ نوشته بود. این شعر روایت "کوبی" از زندگی و عشقش به #بسکتبال و تلاش ستودنی او برای رسیدن به آرزو و عشق زندگیاش هستش. در این روایت، کوبی هم عشق ش رو جار میزنه و هم نشون میده چه درک بالایی از واقعیت و فلسفه رها کردن "عشق" در زمان لازم داره. همراه با مونولوگ شعرش که خود "کوبی" با صداش روی تصاویر میخونه، ما تصاویر دنیای کودکی و حرفهایش رو هم (به صورت انیمیشنی) میبینیم و اگر بسکتبال بازی کرده باشید میتونید توامان لذت، قدرت، عشق، هدف، آرزو، و موفقیت رو در این چند دقیقه تجربه کنید.
(راستی! خوبه که در اینترنت لحظه اعلام بردن جایزه اُسکارش رو سرچ کنید و ببینید و بعد هم لحظه اعلام نامزدی #پژمان_جمشیدی برای نقش بهترین بازیگر مکمل مرد در مثلا جشنواره سال ۹۶ رو و واکنش حضار رو در این دو مکان متفاوت اما در زمانهای تقریبا یکی مقایسه کنید.)
البته، من انتظارم کمی بیشتر بود و مثلا دوست داشتم یک روایت داستانی رو هم میدیدم توی این فیلم که، خوب، نداشت به اون معنای کلاسیک!
امتیاز من: ♡♡♥♥♥