یکی از مهمترین ویژگیهای نمایشنامههای قدیمیِ یونانی پرداختن به ویژگیهای درونی انسانها بود، و جدا از نوشتار بینقصشان، همین نکته باعث بیزمانی آن آثار بیبدیل شده. به زعم من، فیلمهای موج جدید سینمای ایران هم به تاسی از #اصغر_فرهادی روی همین پایه بنا شدهاند.
به نظر میرسد #بدون_تاریخ_بدون_امضا (۱۳۹۶) هم آن قدرت درونی سهمگمین به نام #وجدان را دستمایه خود قرار داده. پزشکی که میتواند از نظر قانونی و حرفهای با بیاعتباری و اتهام روبرو نشود، آنقدر زیر بار فشار وجدانِ یک "احتمال" مبنی بر خطاکار بودنش قرار میگیرد که تمام زندگی خصوصی و حرفهایاش را کنار میزند تا از وزن غیرقابل تحملِ "وجدان" خود خلاص شود و مستضعفِ متعصبی که برای رهایی از بارِ وجدانش مبنی بر سُستی در حمایت از خانوادهاش تا مرز کُشتنِ بهنوعی عاملِ مرگ فرزندش پیش میرود؛ نکتهای که اگر این عنصر انسانی را نشناسیم، توالی منطقی عناصر #فیلم غیرقابل درک خواهد بود.
بازیهای تاملبرانگیز #نوید_محمدزاده و #امیر_آقایی و فیلمبرداری تاثیرگذارِ در خدمتِ معنی این فیلم را تا سالها در ذهن من ماندگار خواهد کرد.
امتیاز من: (با کمی ارفاق) ♥♥♥♥♥