دیگه اسم استاااااد #کیمیایی رو که میشنوم سردرد میگیرم!
قبلا به اندازه کافی در باب بزرگی نام و روش کیمیایی در #سینمای_ایران در نقد یک فیلم - فکر کنم #متروپل (۱۳۹۲) بود یا رییس (۱۳۸۵) - صحبت کردم، پس بذارید وقتمون رو تلف نکنیم و به ضعفهاش بپردازم.
#قاتل_اهلی (۱۳۹۵) نمونه بسیار ضعیف سینمای کیمیاییه! فیلمی پر از گریه و خنده توامان: اولی برای اینکه چه به روز کارگردان #قیصر (۱۳۴۸) و #سفر_سنگ (۱۳۵۶) و #گوزن_ها (۱۳۵۳) آمده، و دومی به خاطر ضعفهای آشکارش:
شخصیتهایی به شدت توخالی و بدون زمینه (درباره شخصیت #پرویز_پرستویی چی میدونیم اصلا!؟)، شخصیتهای اضافی (#پولاد_کیمیایی از فیلم حذف کنید! چی میشه!؟)، شخصیتهای تکراری (#امیر_جدیدی شما رو یاد کی میاندازه تو سینمای #فیلمفارسی!؟)، دیالوگهای غیرقابل فهم (مثلا برخورد بهمن رو با سروش یادتون بیاد!)، زبان به شدت ناآشنای بازیگران (در اکثر دیالوگها)، بازیگردانی زمخت و حتی خندهدار (سکانس پایانی و تلو تلو خوردن سروش)، صحنهپردازی #بالیوود وار (مثلا نماز خواندن سروش در آستان یک مسجد/امامزاده)، بازیهای به شدت ضعیف (تقریبا همه بازیگران به استثناء #امیر_جدیدی!)، و پایانبندی #رضا_موتوری طور فقط بخشهایی از این اثر بسیار بیکیفیت هستند.
صرف استفاده از موضوعی انتقادی از فیلم اثری با کیفیت نمیسازه..
تااازه!! پوستر فیلم هم به شدددت کپیبرداریه!!
امتیاز من: من: ♡♡♡♡♥