#قسم (۱۳۹۷) با موضوع متفاوت و عجیبی شروع میشه که خودم برای اولین بار در مورد چیزی میشنیدم و به نظرم هم چقققدر عجیب و غریب بود، و فیلم هم سعی در انتقاد از این مفهوم/رسم/سنت/قانون داشت.
این دومین فیلم #محسن_تنابنده در مقام کارگردان حتما از فیلم پوچِ اولش #گینس (۱۳۹۳) بهتر بود، بهخصوص که به نوعی به #دوازده_مرد_خشمگین (۱۹۵۷) #سیدنی_لومت هم ادای دینی کرد، هرچند این کجا و آن کجا!
فیلم بازیهای بدی نداره و، خوب، #مهناز_افشار و #سعید_آقاخانی و همینطور #حسن_پورشیرازی خیلی خوب بودن، بهخصوص این آخری، که انگار اصلا شغل اصلیاش رانندگی اتوبوس بوده!
با این حال، سرعت تند مکالمهها در نیمه اول فیلم و ریتم کند داستان تا قبل از گرهافکنی اول (حضور خسرو برای اولین بار در صحنه) وهمینطور حضور خردهروایتهای غیرلازم (مثل تریاک کشیدن راننده اتوبوس) و حتی بعضی صحنههای مضحک (مثلا: تمرین قسمخوری تکتک اعضاء خانواده!!) بهعلاوه دلایل نه چندان قابل قبول در گرهگشایی نهایی به فیلم ضربات متعددی زدهان که سایهشون بر تمام فیلم سایه انداخته.
"قسم" رو من بیشتر از بابت فیلمی که یک سنت مشکوک رو به نقد کشیده در یاد خواهم داشت و البته اون سکانس جذاب و بسیار قوی صحنه تصادف اتوبوس!
امتیاز من: : ♡♡♥♥♥