سخته بخوام درباره سریالی با این حجم از استانداردهای سطح پایین حرف بزنم! واقعا کار سختیههااا: #سریال_مانکن!!
فیلمنامه که ضعیفتر از منابع واقعی الهامش، یعنی فیلمفارسیهای دهه چهل و پنجاهِ مرحوم یاسمی بود. دختر جوانِ فقیر و بدون پدر و با ناپدری معتاد و مادر ضعیفِ توسریخور، مرد میانسال متدینِ در زندان، جوان خوشتیپ ایثارگر، رفیقِ اِندِ مرامِ لوطیمسلک، و زن میانساِلِ خوشچهره ثروتمند، که این آخری، به لطف مفاهیم #شوگر_مامی و #شوگر_ددی، تنها عنصر نسبتا جدید فیلمنامه بود!
بازیها هم که ضعیف در حد "مزاحمت" ایرج ملکی! مثلا #امیرحسین_آرمان بلد نیست حتی یک لحظه عاشقانه رقم بزند، چه برسد به لحظات غم و خشم! بقیه هم شرایط بهتری ندارند و حتی انتخاب بازیگران، مثل انتخاب #نازنین_بیاتی، به نظرم برای بسیاری از کاراکترها اشتباه بود.
از کارگردانی هم هرچه بگویم کم گفتم!! کارگردان محترم، غیر از ناتوانی در بازی گرفتن، حتما در بیشتر سکانسها حضور نداشته! وگرنه صحنههایی از قبیل بیشتر سکانسهای #محمدرضا_فروتن آنقدر ابتدایی و ناشیانه است که نگو!
حتی در انتخاب مکانِ صحنهها و حضور بادیگارها و .. انگار #سریال_شهرزاد یا #پدرخوانده را تماشا میکردیم (دور از جان و چشم این فیلم آخری که نام بردم)!
بگذریم از کلیپهای عاشقانه و یا گریهدرآور همراه با آوازِ طولانی و ملالآورِ وسط هر اپیزود که در حد غیرقابلتصوری آزاردهنده بودند!
تنها نکته قابل تحمل فیلم بازی ضعیف اما بامزه #فرزادفرزین بود که من بیشتر کاراکتر لاتیاش را، که پُررنگشده نقشش در #سریال_عاشقانه بود، دوست داشتم. راستش نکنه مثبتی اصلا ندیدم. آهان چرا... مهمترین نکته مثبت این سریال این بود که از خودم قول بگیرم حالا حالاها هیچ سریال ایرانی نبینم!
امتیاز من: : ♡♡♡♡♡