سوژه #مالاریا (۱۳۹۴) جدید نیست، هرچند، با توجه به شرایط اقتصادی-اجتماعی مملکت، هنوز پرداخت درست به این موضوعها میتواند مفید باشد، اما نه با این پرداختی که ما دیدیم!
روایتی که دلیل درستی برای آغازش نداشته باشد (اصلا دلیل فرار مرتضی و حنا چی بود؟) و در طول ماجرا اتفاقات سیر منطقی نداشته باشند (مثلا چرا آذرخش خودش رو برای این دو نفر به در و دیوار میزد؟)، نشانهها همینطور بی در و پیکر آورده شوند (مثلا چرا #آزاده_نامداری اصلا چادری بود!؟)، و پایانبندی اینقدر مضحک و بالیوودی ارائه کند (مرتضی عقلش نمیرسید که هتل به او و حنا اتاق اجاره نخواهد داد و بدون کوچکترین برنامهای تهران آمدند اما طرح قایق و خودکشی دست کمی از فیلمهای جیمز باند نداشت!)، محلی از اعراب برای طرح اصل ماجرا نمیگذارد. تازه، به همه اینها بازی بسیار سطح پایین تقریبا همه بازیگران (به غیر از #ساعد_سهیلی) و تلاش ملالآور برای تبلیغ تلفن همراه و خوانندگی #آذرخش_فراهانی را هم اضافه کنید!!
امتیاز من: من: ♡♡♡♥♥