آدم باید تکلیفش با خودش روشن باشد!! هنر را باید برای خود هنر دید و دوست داشت یا به عنوان وسیله برای یک هدف!؟ وقتی تکلیفت با این سوال مشخص شد، میتوانی فیلمهایی از قبیل #لاتاری (۱۳۹۶) و #آژانس_شیشه_ای (۱۳۷۶) و همینطور ۳۰۰ (۲۰۰۶)، و کشتیگیر (۲۰۰۸) را تفسیر کنی (منظور فقط محتواست نه فرم).
#محمد_حسین_مهدویان، با پیشینه #ایستاده_در_غبار و #ماجرای_نیمروز، خودش را نزدیک به آن گروه از فیلمسازان که به نوعی دنبالهرو #حاتمی_کیا هستند، معرفی کرد، اما در #لاتاری نشان داد که دست او را هم از پشت بسته!!
شاید بهجز بازی بهیادماندنی #هادی_حجازی_فر، فیلم بیشترین تاثیری که روی مخاطب دارد افزایش حس انزجار و عربستیزی مخاطبان است (دیالوگ سطحپایین و دمدستی "خلیج نه، خلیج فارس" و آن مانیفست پایان فیلم از زبان حاج موسی را به خاطر بیاورید!) ، بدون اینکه حتی تلاش کند به ریشه مشکلات اقتصادی و احیانا تنفروشیها اشاره کند، چه برسد به اینکه بخواهد زحمت به خود بدهد و کمی هم به رابطه عاشق و معشوقه فیلم عمقی بدهد..
#لاتاری، که به نوعی نسخه بهروز #قیصر است (هرچند هم که آن کجا و این کجا!!!)، فیلمی است سفارشی که خدا کند تاثیرش در حد همان بحثهای جشنواره باقی بماند..
امتیاز من: ♡♡♡♥♥