Tuesday, March 24, 2020

388. Chernobyl (Mini-Series)



توصیف #چرنوبیل واقعا کار سختیه. مثل توصیف کردن یه آبشار هفت رنگ از مواد مذاب که روبروته و داره از ارتفاع خیلی زیاد سرازیر می‌شه..
"چرنوبیل" رو همه با گندکاری فصل آخر #بازی_تاج_و_تخت (که البته هنوز ندیدمش!) مقایسه می‌کنن، به‌خصوص که هر دو محصول #اچ_بی_او (که البته درستش "#ایچ_بی_او" هستش!!) هستن، ولی اُصولا "چرنوبیل" رو شاید نشه با هیچ سریالی مقایسه کرد.
"چرنوبیل" مجموعه بسیار یک‌دست، بسیار تاثیرگذار، بسیار متفکر، و بسیار امروزی هستش‌. از طرفی طراحی صحنه و لباس به نظرم تا حد بیمارگونه‌ای وسواسی و دقیق بود. همینطور بازی‌ها و انتخاب لهجه بازیگران - که با توجه به سِتینگ روسی/بلاروسی و مخاطبان بین‌المللی و در نتیجه زبان انگلیسی مینی‌سریال - به نظر بسیار هوشمندانه بود. از فیلمنامه هم انصافا هرچی بگم کم گفتم! مدل ارائه اطلاعات و سوسپانس بی‌نظیر (فقط تصور کنید که مخاطب می‌دونه چی قراره بشه، اما باز حس تعلیق آدم رو روانی می‌کنه!) به علاوه دیالوگ‌های مو-به-تن_راست-کن (مثلا مونولوگ اول #والری_لگاسف و مکالمه آخر او با #بوریس_شربینا) طوری تاثیر مخرب #دروغ_سیستماتیک - که پیدا کردن نمود امروزی‌اش چندان کار سختی نیست!! - رو به خورد آدم می‌ده که تا مدتها با روان مخاطب بازی می‌کنه. از نقاط بسیار قوت فیلمنامه باید به شخصیت‌پردازی‌ها و تحول تدریجی و معقول شخصیت‌ها (مثلا "بوریس شربینا") هم اشاره کرد. کاش دولتمردان ما هم همه مثل #بوریس_شربینا بودند.. می‌بینند که روی #پل_مرگ ایستادیم و هییییچ نمی‌گن..
فکر نمی‌کردم سریالی بهتر از #بریکینگ_بد ببینم، تا اینکه "چرنوبیل" رو دیدم!
امتیاز من: (استثناً) ♥♥♥♥♥♥