یکی از مهمترین آثار دنیای ادبیات تراژدیها هستند که در اونها زجر قهرمان داستان رو از یک خصلت درونیاش مشاهده میکنیم. شاید اگر #منچستر_کنار_دریا (۲۰۱۶) قرنها پیش خلق میشد، امروز یک شاهکار دیگه هم در کنار اون تراژدیها داشتیم.
"منچستر کنار دریا" رو هفته پیش برای بار دوم دیدم و در اکثر دقایق فیلم میخکوب بودم. همینجا بگم که برای تماشا فیلم بسیار سختیه: اتفاقات جالب یا خندهدار نداره، ریتم فیلم برای تناسب با روحیات بازیگر نقش اول کُنده، تصاویر رنگی و پر از لذت نداره، فضای فیلم تیره و سرده، خندیدن قهرمان فیلم رو به ندرت میبینیم، و در اوج روایت فیلم ماجرایی رو شاهد هستیم که تا ثانیه آخر هم نه، بلکه تا مدتها دردش رو باید تحمل کنیم.
اما اگر اینقدر قدرت داشته باشیم که این سختیها رو تحمل کنیم، در طول دقایق فیلم از بازی زیرپوستی #کیسی_افلک (که به حق برای این بازی برنده جایزه اُسکار شد) و به شدت مثالزدنی #میشل_ویلیامز (چند دقیقه بازی بینظیرش در اون سکانس که با "لی" حرف میزنه کافیه تا برای همیشه در خاطرم ثبت بشه) و همینطور روایت محکم برزخی رو که "لی" تحمل میکنه لذت میبریم.
امتیاز من: ♥♥♥♥♥