قصر_شیرین (1397) یک فیلم جادهای است، یعنی قاعدتا بنا بر این است که (ضد)قهرمان فیلم در طول مسیر با رویدادهای متفاوتی رو به رو شود که دلایل کافی را برای تغییر شخصیتی در انتهای فیلم، در مقایسه با ابتدای آن، به مخاطب نشان می دهد. خوب، "قصر شیرین" از این بابت فیلم نسبتا خوبی است: نادر، با بازی قابل قبول #حامد_بهداد، در ابتدا مردی فراری از خانواده است و در انتها ظاهرا در خدمت آنها می شود (البته خانواده اوریجینالش، نه خانواده جدیدش!!)، اما اینها کافی نبوده و نیستند!
فیلمنامه که تمام و کمال نباشد، منطق رویدادها هم به هم می خورد. مثلا معلوم نیست چرا نادر این همه سال سراغ خانوادهاش نیامده و حالا توانسته سُر و مُر و گنده، حیّ و حاضر باشد! یا چه شده که و/یا چرا پدری با فرزندانش این همه غریبه است؟ یا اصلا چرا باید به زنش "شیرین" - کاراکتر بسیار جالبی که هیچ وقت نمی بینیمش اما در تمام فیلم باعث اثر است - شک داشته باشد؟ اینها را به علاوه پایانبندی ناتمام - باز نه، ناتمام - و خرده روایتهای زاِئد و کمی زیاد فیلم کنید تا کلافگی من رو بعد از پایان فیلم درک کنید!
اما این فیلم نقاط مثبت هم داشت: بازی های خییلی خوب بازیگران خردسال فیلم، #یونا_تدین (که به حق نامزد جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فجر شد) و #نیوشا_علیپور، مژده پیدا شدن بازیگران خیلی قوی بود.
امتیاز من (با کمی ارفاق): ♡♥♥♥♥