(( توجه)): خطر لو رفتن ماجرای فیلم!!
اسمش که هیچ ربطی به خود فیلم نداشت! شاید به جای #خنده_های_آتوسا بهتر بود عنوان #غصه_های_موسی را انتخاب می کردند! سوژه مسافرانی که هر یک به سوی هدفی در یک قطار همسفر شده اند می توانست نتیجه بسیار بهتری در بر داشته باشد. سردرگرمی روایت به خصوص از اواسط فیلم، دیالوگهای شعاری و کلام تکراری #محمدرضا_فروتن (که اصصصلا دلیلی نداشت برای جانباز نشان دادنش یک دست نداشته باشد، آن هم با آن طرز مضحکی که زیر لباسش جمع کرده بود)، نقش منفعل یک پلیس مخفی با بازی #امیر_جدیدی (هرچند شخصا بازی و کاراکترش را دوست دارم)، و خنگ بازی دختری (با بازی تکراری #باران_کوثری) در حفظ مبلغ هنگفتی که توانسته با کلاه گذاشتن سر شرکتی به دست آورد، ایرانی جا زدن یک آمریکایی، آن هم با لهجه فوق العاده اوریجینالش.. همه و همه سوتی های این فیلم است. هرچند که فیلمبرداری قابل قبولی هم داشت و کلا ایده لوکیشن قطار جذاب بود. به هر حال، شکستن رکورد #گینس و ساخت فیلم در چهار روز ارزش خراب کاری نداشت!
امتیاز من: ♡♡♡♥♥