یک شاهکار تمام عیار سینمایی! همین.
ترکیب درست "سرگرمی" و "مفهوم" کارِ فیلمسازان معدودی است و #اولدبوی یا #دوست_قدیمی (۲۰۰۳) این ترکیب را که مهارت بینقص #پارک_چان_ووک (از سینمای بینظیر کره) است، به رخ میکشد.
"اولدبوی" داستان #انتقام است، اما نه فقط همین. انتقام بنمایه فیلمی میشود که در آن #کارگردان سکانس به سکانس ماسک از واقعیت پنهانی که زیر لایه بیرونی قصه نهفته است برمیدارد و ما را با دنیای تاریکتری که فکر میکنیم دیگر از این سیاهتر نمیشود آشنا میکند. دنیای تاریکی که در آن مرز بین ظالم و مظلوم برداشته میشود و حتی جایگاهشان عوض میشود!
در "اولدبوی" ما از دریچهای کوچیک وارد جهان فیلم میشویم و به نظر میآید این جهان برای قصه کافی است، اما در پله بعد فیملساز کاری میکند که انگار تا قبل از آن داشتیم از دهانه گشاد قیف نگاه میکردیم: فیلمساز هوشمندانه قیف را جلوی چشمهای هاج و واج مانده ما برمیگرداند... بلکه دستمان را میگیرد و ما را از اتاقی که در آن محبوس بودیم بیرون میکشد و ما را در برابر عظمت دنیای حقیقی قصه به زانو در میآورد!
قصه "اولدبوی" تکاندهنده است، بازیها فراتر از حد تصور است، فیلمنامه چیزی بیشتر از یک فیلم خوب است، و تک تک سکانسها هوشمندانه و بینظیر طراحی و اجرا شدهاند. اکشن #فیلم آنقدر واقعی و ملموس است که با ضربات چکش #اوه_دال_سو مشتمان را گره میکنیم و با هر ضربهای که میخورد، با هر چاقویی که در بدنش فرو میرود، درد را حس میکنیم تا انتقام او، انتقام ما، به انجام برسد، اما وقتی ورق بر میگردد، ما حتی بیشتر از او احساس بیچارهگی میکنیم و نمیدانیم دیگر به او، به خودمان، به آنتاگونیست قصه چه حسی داشته باشیم.. پس بدن ما هم دیگر بیحس میشود و خودمان را رها میکنیم تا #وو_جین هرچه میخواهد، هر چه میتواند سرِ ما بیاورد.
#امتیاز من (استثناعا): ♥♥♥♥♥♥
