چطور کسی میتواند قبل از دیدن این فیلم ادعا کند #سینما را میشناسد!؟
.
.
.
.
.
#تنفر (۱۹۹۵) یکی از بهترین محصولات سینمای #فرانسه و یکی از بینقصترین فیلمهاییست که تا به حال دیدهام. فرم و محتوا: بر یک خط؛ فیلمبرداری: (با توجه به سال ساخت) پیشرو؛ دیالوگها: ببببیینظیر؛ بازیها.. بازیها..: شوکهکننده؛ کارگردانی: فففوقالعاده؛ داستان: تک، رئال، و در عین حال، مملو از قصه و استعاره! باز نیاز به تعریف است!؟؟
"تنفر" را به لطف معرفی و صحبتهای پیرامون اپیزود اول سریال #قورباغه (۱۳۹۹) دیدم - درباره این سریال در پست بعدی مفصلا صحبت میکنیم.
فیلم داستان حدودا ۲۴ ساعت زندگی ۳ جوان یاغی در یکی از محلههای آپارتماننشین در حومه #پاریس است. زمان داستان اوایل ریاستجمهوری #ژاک_شیراک و ناآرامیهای مرتبط با قتل و بدرفتاری با شهروندان عرب و/یا سیاهپوست فرانسوی توسط پلیس است. فیلم راوی خشونت و تنفر انباشته و اشباع شده در قلب و مغز حاشیهنشینانِ کمبرخوردار و البته خشونت عمدتا بیدلیل #پلیس است که بیشتر از گاهی خود عامل ایجاد برخورد و تنش میشود.
در خوردهروایتهای فیلم هم اشارههایی به اندازه و بهجا به #هنر و #ادبیات لاقید معاصر در پرداختن به دردهای انسان میشود که، با وجود غلو در تصویر، آشکارا ایده #هنر_برای_هنر را به سخره میگیرد، و خوب هم میکند! درست هم میکند!
و بازی #وینسنت_کسل.. در بطن بازی این بشر در این فیلم یاغیگیری، خشم، عقده، ترس، بیباکی، تعصب، لاقیدی، و در عین حال معصومیت را میتوان درک کرد و چه حیف و چه کجسلیقه که جایزهای در خور برای بازی در این فیلم نگرفت، هرچند #ماتیو_کاسوویتس جایزه بهترین کارگردنی کن ۱۹۹۵ را برای "تنفر" گرفت.
و یک پایانبندی رویایی.. یک پایانبندی محکم! به شدت تکاندهنده! که تا مدتها در یاد خواهد ماند، اگگگر اساسا بتوانی فراموشش کنی!
خلاصه اینکه: ببینید! ببینید! ببینید!
پ.ن. صرفا در حد مقایسه: اپیزود اول سریال "قورباغه" را ضربدر ۱۰ کنید، میشود فیلم "تنفر"، یا بهتر است بگویم: تنفر را ببینید، بعد ضرب در یکدهم کنید، میشود اپیزود اول سریال "قورباغه"! 🙂
امتیاز من: ♥♥♥♥♥
