بازتماشای یکی از بهترین فیلمهای #سیاسی که دیدهام: #وی_مثل_وندتا یا عنوان کمتر معروفش #ک_مثل_کین_خواهی (۲۰۰۵)
در بازار سینمای غالبا "نجیب" و بیدردسر و نانبهنرخروزخور جهان که پایان شاد و مملو از رضایتی به تماشاچی عرضه میکند، در جهان سینمایی که پلیسها نهایتا بر گانگسترها پیروز میشوند، در دنیای درامی که زیبا بر زشت و بد غلبه میکند و "امید" به عدالتِ نیروی "خوبِ" قویتر تصویر غالب است، جهانی که در #۱۹۸۴ (۱۹۸۴) و "وی برای وندتا" جلوی چشم مخاطب به تصویر کشیده میشود جسارت و صداقت میخواهد.
"وی برای وندتا" را به دلایل مختلف دوست دارم. اول اینکه شاید بعد از رسیدن به ۴۱ سالگی و پشت سر گذاشتن آرزوهای بلندپروازانه و دستنیافتنی سیاسی-اجتماعی برای جهان، (فکر میکنم) درک درستتری از روابط حاکم بر جامعه جهانی و دیستوپیای موجود دارم و #آنارشیسم مد نظر "وی" به نوعی غایتی است که با توجه به سمت و سوی امروز جهان، آرزو دارم.
دوم، ساختار و نظام فیلمنامه که در عین حال که بهنوعی مانیفست سیاسی "وی" (#هیوگو_ویوینگ) را بیان میکند، برای من دستکم آزردهنده نبود و آن را بهعنوان بخشی از خود فیلم قبول میکنم و لذت هم میبرم. بهخصوص دیالوگهای "وی" برایم لذتبخش و پر از تزکیه روحی و روانی است.
سوم، شخصیتپردازی و تغییرات منطقی شخصیت اصلی زن #فیلم "ایوی" با بازی عااالی #ناتالی_پورتمن و بازی درسآموز "هیوگو ویوینگ" که با وجود پنهان بودن در تمام دقایق فیلم زیر ماسک "گی فاوکس" با حرکان بدن و دست با مخاطب حرف میزند (بازیگران ما یاد بگیرند!).
و چهارم، حال و هوای #کمیک_استریپ وار فیلم و مجموعه عوامل فنی آن.
تماشای "وی برای وندتا" همیشه برایم ذوقآور و روحیهبخش است.. امروز بیشتر!
امتیاز من: (استثناعا") ♥♥♥♥♥♥
