#خانه_کاغذی یا #سرقت_پول (-۲۰۱۷) سریال خییلی خوبی است. جذابیتهای بصری، اکشنهای جذاب، بازیگران دوستداشتنی و بازیهای عالی (مثلا بازی مثالزدنی #پدرو_آلونسو در نقش برلین)، سوژه منحصر به فرد، رومانس، غافلگیری، تیراندازی، اسپانسری #نتفلیکس و.. شخصیتهای این سریال خاکستری و دوستداشتنی هستند، روابط آنها تقریبا قابل قبول، و تغییرات روحی و رفتاریشان هم قابل درک است. همچنین تدوین موازی اتفاقها و پیش بردن روایتهای خرد و کلان در زمانها و مکانهای مختلف از عناصر جذاب این سریال است. علاوه بر اینها، جنبه سیاسی-اجتماعی فیلمنامه در نشان دادن بعضی واقعیتهای کثیف حاکم بر پلیس و دولتها قابل تقدیر است.
- شخصیتها: در مورد بعضی شخصیتهای گروه سارقین، مثل اوسلو تقریبا هیچ اطلاعاتی داده نمیشود. این موضوع درباره ناشناخته ماندن انگیزه هلسینکی هم صادق است. همچنین رفتار خنگوار پروفسور در سکانسهایی که قصد ایجاد تعلیق دارند کاملا مقابل تسلط او در حین اکثر دقایق سرقت است!
- فیلمنامه: اتکای بیش از حد فیلمنامه بر روشهای رهایی از قانون بهخصوص در مورد پروفسور گاه روی فیلمهای هندی را کم کرده! همینطور، تکرار عیان بعضی نمادها فرض فیلمساز را در مواجه با مخاطبی سادهلوح بیشتر به ذهن متبادر میکند، مانند بستن موی راکل توسط هر مدادی که دم دستش باشد برای نشان دادن عزم جزم وی! یا مثلا ژست خلافکاری توکیو در مقابل با متقابلگرانش! به این نکات #فیلم_هندی بودن بیشتر سکانسهای اکشن (مثل ورود مجدد توکیو به ساختمان ضرابخانه) را هم اضافه کنید! و یک نکته دیگر، امنیت تقریبا صفر مکانی که پروفسور در آن پنهان شده و از آنجا سرقت را هدایت میکند: پایان فصلهای ۲ و ۴ را به خاطر بیاورید!
اینها به نظرم عمده اشکالات این سریال هستند، که بدون آنها بیشک "خانه کاغذی" میتوانست جزو پنج سریال برتر محبوب من باشد. با تمام این احوال، در کنار علاقهای که در من نسبت به زبان اسپانیولی (و شباهتهایش به زبان فارسی) پیدا شد، از یک چیزی مطمئن شدم: اسپانیاییها اهل عملهای زیبایی نیستند!!
امتیاز من: ♡♥♥♥♥
