Thursday, February 3, 2022

621. Castle in the Sky (1986)


 

طبیعت رازی را در خود دارد که قادر به درکش نیستیم، اما تنها زمانی آن را می‌فهمیم (می‌فهمیم!؟) که از آن دور می‌شویم و فقدانش ما انسان‌ها را آزار می‌دهد. حتی ما قدم رو از این فراتر گذاشتیم و عملا دست به نابودی‌ش زدیم. ما انسان‌های نادانی هستیم که در توهم به دست آوردن آرامش، آرامش زمین را بر هم زدیم، غافل که آنگاه دیگر دیر است...

#قلعه_ای_در_آسمان (۱۹۸۶) سومین #انیمه اُستاد مسلم این ژانر #هایائو_میازاکی و اولین محصول کمپانی محبوب #جیبلی است. اساسا تصویرپردازی‌های سحرانگیز و عناصر محبوب این سازنده، از قبیل #طبیعت، کودکان، #جنگ، #تکنولوژی، پرواز و... مثل آثار دیگر، مانند #قلعه_متحرک_هاول (۲۰۰۴) و #شاهزاده_مونونوکه (۱۹۹۷)، تکرار شونده هستند، هرچند که تکراری نمی‌شوند.

در تمام محصولاتی که از ایشان دیده‌ام طبیعت عنصر مورد ظلم انسان‌هاست و دولت‌ها و ارتش‌ها حتی به دنبال نابودی همان باقیمانده‌هایش هستند (یادآوری کشتن #روح_جنگل هنوز قلبم را به درد می‌آورد...) و اگر به خاطر #عشق و نگاه ساده و بی غل و غش کودکان نباشد، دنیای ما صرفا به کثافت #تکنولوژی آلوده می‌شود، یافته‌ای که می‌تواند در کنار طبیعت مفید باشد، اما بدون آن خودش هم محکوم به فناست.

"قلعه‌ای در آسمان" اما از همان دقایق اول تا انتها حس #تاسف را در من تحریک کرد. حسی که نه در "قلعه متحرک هاول" بود و نه در #پورکو_روسو (۱۹۹۲) و نه #همسایه_من_توتورو (۱۹۸۸) و نه آن انیمه لعنتی که اسمش را نمی‌برم (در "شاهزاده مونونوکه کمی چرا)... "تاسف" از جهان زیبایی که می‌توانیم داشته باشیم و نداریم... تاسف از سادگی و عشق و طبیعت که زیر چکمه‌های خون‌آلود خودکامگان و ظالمان به فنا می‌رود.. تاسف از زمین زیبا که به زگیل چرکینی تبدیل می‌شود.. تاسف از #شیتا و #پازو هایی که در چنگال کثافتانی چون #موسکا هستند...

"انیمه" کارتون نیست! تصویر متحرک دردهای عمیق بشری است که به خاطر شدت درد و برای تحمیل‌پذیرتر کردن آن برای روح‌های هنوز-اندکی-روشن آن را با تصاویر زیبا در هم می‌آمیزند تا بیننده بتواند بعد از تماشای آن به زندگی ادامه دهد...

امتیاز من: ♥♥♥♥♥