#آلبر_کامو (۱۹۶۰-۱۹۱۳) در مقالهای منتشر شده در سال ۱۹۴۲ به نام "افسانه سیزیف" به یک اسطوره یونان قدیمی اشاره میکنه که در اون #سیزیف توسط خدایان محکوم به حمل هر روزه سنگی به بالای یک قله است که وقتی به بالا میرسه، سنگ به پایین میافته و فردا همین تکرار بیهوده (و کلمه #ابسورد یا #ابزورد ظاهرا اولین بار اینجا معرفی میشه به دنیای ادبیات و هنر (مثلا اگر نمایشنامه #در_انتظار_گودو (۱۹۵۳) از #ساموئل_بکت رو نخوندید... عه! برید بخونید دیگه!)).
از این ایده تکرار بیهوده در چند فیلم دیدم که استفاده شده و حالا گاهی هم پیرنگهای فرعی بهش اضافه میکنن.
#ویواریوم (۲۰۱۹) نمونه جدیدشه که شاید با توجه به زندگی کم و بیش همراه با #قرنطینه این دو سال خالی از لطف (!؟) هم نباشه دیدنش، هرچند تماشای این قبیل فیلمها اعصاب و روان قوی میخواد که بعیده این روزها (سالها!؟) زیاد پیدا بشه!
#فیلم در واقع اساسا دارای کششهای روایی نیست و نبود اکشن، پیچش داستانی و موقعیتهای چندان و البته احتمالا عمد کارگردان در کشوندن مفهوم و محتوای ملال، تکرار، بیهودگی و بیچارهگی به ساختار، کار تماشا رو برای اکثر مخاطبان حتی ممکنه غیرقابل تحمل کرده. با این حال، تجربهس دیگه... اگه نکشه، قویترمون میکنه. 😅
(بیا، @yasharabbasi.pv همینو میخواستی!؟ اعصابم به هم ریخت آخر شبی! 😅☺)
امتیاز من: ♡♡♡♥♥