😐😐
به لیست آرزوهای غیرممکن من زندگی به عنوان یکی از شخصیتهای انیمههای محبوبم اضافه شد و #شاهزاده_مونونوکه (۱۹۹۷) هم به لیست انیمههای محبوبم.
واقعا عجیبه که چطور چنین مفاهیم عمیق و انسانی و سرشار از عشق و درک #طبیعت و انسان و محیط که باید بر حسب قاعده بیشتر توی آثار هنری موج بزنن کم و نادر هستن، و البته به نظرم همین تعداد معدود هم، اگر ذهن مخاطب پذیرا باشه، تاثیرات عمیقشون رو میذارن.
انیمه بعدی #هایائو_میازاکی از شرکت انیمیشن #جیبلی بیشتر و عمیقتر از آثار قبلی که ازش دیدم به تحسین #طبیعت و همزمان طبیعت پاک #انسان و در عین حال لزوم پیشرفت جامعه انسانی و #تکنولوژی میپردازه. هر کدوم از این مفاهیم طرفدار و سردمدار خودشون رو در "شاهزاده مونونوکه" دارن، اما این #آشیتاکا هستش که مثل حلقه اتصال این عناصر ظاهرا متناقض تماشاچی رو به بازدید و بازاندیشی درباره تفکر و رفتارهاش دعوت میکنه.
از نقاط قوت #انیمه سنگین "شاهزاده مونونوکه" شخصیتهای خاکستریش هستن؛ همین عامل به تنهایی کافیه که این انیمه شانه به شانه مطرحترین فیلمهای سینما (و فراتر) حرکت کنه. به غیر از "آشیتاکا" که اساسا مثل نخ تسبیه روایته، "ابوشی" و "سان" به عنوان دو رقیب انسانی و از طرفی خوکها و میمونهای جنگل و گرگها، با میانجیگری غایی #روح_جنگل (یا خدا!؟)، شخصیتهای کاملا سیاه و سفیدی نیستن. ما میتونیم با هر دسته در دقایقی از #فیلم همدردی کنیم و شاید تنها "روحهای درختها" هستن که هیچ عاملیتی در هیچ کدون از جهات خیر و شر ندارن.
"شاهزاده مونونوکه" با تصاویر شفاف و شخصیتهای حیوانی و انسانی و تِم عاشقانه ظریفش و البته که تِم عمیق و بهوضوح #ضد_جنگ، یک انیمه جدی با صحنههای پر از خشونت هستش که در بیان نظرات سازندهش هیج شوخی نداره.
از این اثر فوقالعاده لذت ببرید.
امتیاز من: ❤❤❤❤❤