#توکیو_غول یا #غول_توكيو (۲۰۱۷) نمونه کاملی است از همان نقاشی چند مرحلهای از یک اسب که افت تدرجی کیفیت سریالهایی مثل #بازی_تاج_و_تخت را نشان میداد.
.
فکر میکنم از جایی که شروع به تماشای یک سریال #انیمه کرده باشیم میتوانیم خودمان را مخاطب حرفهای این ژانر عنوان کنیم. بعد از تماشای یه سری از انیمههای اصلی، سراغ سریال ۴ فصلی (هر فصل ۱۲ اپیزود نهایت ۲۵ دقیقهای) "توکیو غول"، یکی از معروفترین و پر حاشیهترین سریالهای انیمهای رفتم.
"توکیو_غول" به نظرم با شروع طوفانی فصل اول امیدبخش دنیای غریب/جذاب هیولاها و تقابل آنها با انسانها بود. ایده اصلی شروع روایت البته جدید نیست (#مرد_عنکبوتی). حتی پرداخت شخصیتها، بهخصوص #کانکی، و معرفی عناصر جذاب علمی-تخیلی، مثل #کاگونه و #کویینکه، نوید سریالی فوقالعاده را میداد. اما! اما امان از فصل های بعدی!
حتی فصل ۲ هم انصافا خوب بود. تغییر ماهیت "کانکی" به نیمه غول و کشمکش او با انسانها و غولها بار روایی خوبی داشت و میتوانست مسیر بهتری را هم در پیش بگیرد، اما از شروع فصل ۳ و تصمیم سازندهگان به ارتباط دادن سریال به #مانگا ی اصلی، عنصر استقلال وجودی را از این سریال گرفتند. اضافه کردن شخصیتهای جدید بدون شناخت مناسب، تغییر ظاهری شخصیتها، و افزودن نیروهای مختلف در نبرد انسانها-غولها پیچیدگی روایت را دستکم برای من بیشتر از حد قابل قبول کرد، به طوری که از اپیزود ۷ فصل سوم تا انتهای فصل ۴ را صرفا با جلو زدن فیلم در جریان نبردها و نتایج آنها قرار گرفتم و کافی هم بود!
گذشته از بحث تکنیکی و فنی "توکیو غول"، که به نظرم جذاب و حتی گاهی مسحورکننده بود، از نظر اخلاقی سریال جای بحث فراوان دارد که در حوصله این نوشته نیست. صرفا به این نکته اکتفا میکنم که از این منظر "توکیو غول" دارای تناقضهای مختلفی است. مثلا اینکه "کانکی" وجود و هویت جدید خودش را قبول کند به خودی خود نکته مثبت و قابلقبولی است، اما اینکه لازمه این هویت جدید شامل "غیرانسانی" بودن باشد، نه! البته"توکیو غول" با نشان دادن طیفی از خوب-بد در هر دو دنیای انسانها و غولها (و بعدتر ترکیب این دو) سعی میکند روی خط باریک بیطرف بودن هم پیش برود، اما به نظر در بسیاری مواقع به طرف منفی ماجرا غش کرده است.
به هر حال، برداشت من از اولین انیمهای که دیدم این بود که کاش خالقان بینظیری چون #هایائو_میازاکی بیشتر بشوند! 🤗
امتیاز من (با ارفاق): ♡♡❤❤❤