#درساژ (۱۳۹۶) #فیلم قویای نیست، ولی دوست داشتنیه. روایت زندگی #نوجوان ها مغفول بوده بهطور کلی در #سینمایی_ایران ولی هر بار که فیلمی تو این حوزه ساخته شده، برای من جذاب بوده (فیلم #۱۳ (۱۳۹۱) از #هومن_سیدی رو یادتونه؟).
"درساژ" از بابت #فیلمنامه سوراخهایی داره، مثل کمآوردن چفت و بست داستانی و استفاده از پدرِ امیر، مرد ثروتمندی که همه چی رو میتونه درست یا خراب کنه، و استفاده از #مک_گافین نه چندان قوی. همینطور، #شخصیت_پردازی ها چننندان محکم نیستن و مثلا #فیلمساز تکیه میکنه به دانش خارج از فیلمِ مخاطب برای درکِ رفتارهای دوران بلوغِ فکری/روحی/جسمیِ نوجوان، که باعث ضعف فیلم میشه.
اما نگاهِ تحسینبرانگیز به روحیات "گلسا"، با بازی بسیار خوب #نگار_مقدم (بهتر از #علی_مصفا و #شبنم_مقدمی)، و نشان دادن روانِ پاک و محکمِ دختری که روی اُصولش میایسته ولو که در مقابل "همه" قرار بگیره، فیلمی اُمیدوار به آینده و نسل بعد نشون میده، و چه خووووب کرد #پویا_بادکوبه #کارگردان که از یک #دختر برای این نقش استفاده کرد که به نظرم اگر قرار بر بهتر شدن این جامعه و تکیه دادن به نسل بعدی باشه، این امر با "دختر"انِ متفکرِ قویِ مستحکم بر اُصول پیش خواهد رفت (قبلا در فیلمهایی مثل #جدایی_نادر_از_سیمین (۱۳۸۹) این "مرد" داستان بود که روی اُصولش میایستاد).
استفاده از اسمِ درست هم برای فیلم قابل تحسینه: "درساژ" حرکات نمایشیِ اسبهاست که برای تمرین کردن باید محدودیت #باشگاه_سوارکاری رو به #اسب تحمیل کرد: محدودیتی که #گلسا هم دچارشه، و بیشتر به همین دلیله که بهترین دوستش #الوند اسبِ درساژ هستش.
از این فیلمها بیشتر لدفا!
امتیاز من: ♡♡♥♥♥
